
نویسنده: ا-خ-باد
ستون روزنامه کیهان، این آغاز راه نبود. این فنر مدتها پیش کشیده شده بود و منجنیق منتظر شلیک شدن بود. در جایی که منابع آگاه خبر بهایی بودن فردی از منتسبین نزدیک خانم شیرین عبادی را کاملن منتفی اعلام می دارند اما دامنه حملات به بانوی صلح ایران به همین جا ختم نمی گردد.
بر فرض محال آری اینگونه باشد، نمی دانم بخندم یا بگریم بر شعار “آزادی اندیشه” روی پوسترهای همین آقایان که هنوز بعد از گذشت مدتها دیوارهای شهر را مزحک و زشت نموده است!. یک خواسته از شما دارم: موضع خود را در برابر کلمات مشخص کنید!!! آزادی چیست؟؟؟ و اندیشه کدام است؟؟؟؟
حملات اخیر افراد معلوم والحال به محل کار ، خانه و … روندی است برای تخریب وجهه ی خانم عبادی در داخل و خارج.
محمدعلی عمویی، چهره شناخته شده و کهن کار سیاست از این حرکت با عنوان حمله به غیر خودی ها نام می برد. اما این تقسیم بندی کی و چگونه انجام گرفت؟ خودی هایی که از روی چهره ، یغه ی بسته و تسبیحِ در دست باید شناسایی شوند؟ روندی که افراد جامعه را به سمت یکی شدن حتی در ظاهر قضیه سوق می دهد؟ و این یعنی ترویج دروغ و پنهان نمودن شخصیت در جامعه که بازخورد آن در دهه ی 60 ایران با عناوین گرایش های آنارشیست، چند شخصیتی و … می توان دید. گردابی که باز قوه ی حاکمه خود را از آن مبرا می خواند و آن را دامی پهن شده از سوی غرب و دشمنان و دستگاه های تبلیغاتی آنان می خواند. حرکتی که مرا به صفحاتی از تاریخ در دوران استالین در کشوری کمونیستی بر می گرداند، لباسهایی یک شکل و پرچم های همه سرخ والا غیر، که اگر با نقطه ای بر می خورد که رنگ و بوی دگر داشت یا باید تظاهر به سرخ بودن می نمود یا در آتش خشم بی تفکر سرخ می شد! (فضایی نقل شده در داستانهای بولگاکف)
در جایی که نشر یک خبر از طرف دانشجویان دانشگاه زنجان تهین به شخصیت و تخریب یک چهره شناخته شده خوانده می شود و دانشجویان روشنگر به پشت میله های زندان می افتند بامروز داد این همه بی احترامی را عبادی کجا سر دهد؟؟
به کار بردن کلمات چند وجهی و مشخص نبودن صراحت قانون و پیچیده شدن در بسیار جملات ناآشنای عربی تعویل قانون را به نفع دسته ی محدود حاکمه به گند می کشد. جایی که اگر دم بزنی برجسب ملحد، مفسد و مرتد و… خورده ای و حکمت تیغ بوده و است.
چیزی عوض نشده است و هنوز و هنوز آنها که حوادث چند هزار سال پیش انبیا و اولیای دینی را داد می زنند به دینشان قسم که اگر آن روز آنجا بودند چیزی جز قرآنهای سر نیزه را نمی دیدند و کاری به جز مردمان کوفه نمی کردند !!!!
در حالی که موجی خود خیز و ستم ستیز علیه جنایات غزه در همه جای دنیا به پا می خیزد، برخورد با مادران کمپین در حمایت از غزه چه معنا دارد؟
آیا نفس کشیدن بدون مجوز آنها، آن خودی ها (و در واقع آن بی خودی ها که خوردند و گردن کلفت نمودند)… در این ملک ممنوع است؟؟؟؟!!!!!
در جایی که برگهای تاریخ را به دلخواه خط خطی می کنند از توپختانه ای خشک (صدا و سیما) به مغز خانواده ها می کوبند، در جایی که جشنهای 2500 ساله دوران ستم شاهی را هر روز و هر روز به نمایش در می آورند تا میلیارد میلیارد پولی که امروز به جای جیب آمریکا به جیب واسطه ها می ریزد نادیده گرفته شود، لباس عدالت خواهی به تن اینان بسیار مزحک و مسخره است.
در اینجا که قانون به جای بال پرواز پتک بر سر ماست، به پا خواستن برای تغییر این قوانین و اصلاح حکم و وظیفه است!
این مسخره گی تا کی ادامه دارد؟؟؟ این بی حرمتی به انسانیت که در تمامی عالم بال گشوده است تا کی و تا کجا؟؟؟ امروز برده تنها سیاه نیست! کارگر نیست! زن نیست!!! تقسیم بندی ها عوض شده اما برده هست… برده و برده داری هنوز هست… بی عدالتی هنوز هست. قوه ی حاکمه ایران به سکوت مراجع قضایی جهانی می خندد در حالی که دفتر صلح را در تهران پلمپ می نماید، پاردوکسی است که روبروی ذهن نسل امروز گشوده شده است، ذهنی که اگر آماج مخدرهایی که به او هر روزه تزریق می شود مجال اندیشیدن یابد. یا به قول شاملو:غم نان اگر بگذارد…
.
نمی دانم، تنها انگشتان و شانه هایم می لرزد… و اشکی سرد بر چهره. انسان چه شد و انسانیت کجا رفت!!!
ژانویه 16, 2009 در t 3:38 ب.ظ |
درود
بسیار عالی و قوی بود
و گویای حرف و عقایدتان
من هم موافقم
پایدار باشید
ژانویه 21, 2009 در t 5:02 ق.ظ |
متشکر دوستان… منتظر اتحاد بچه های کرمان هستیم