Archive for ژانویه 2009

جلسه هماهنگی اعضای کمپین کرمان

ژانویه 22, 2009

جلسه هماهنگی اعضای کمپین کرمان

سه شنبه 5/9/87 – کرمان  (جلسه ای موسوم به توت فرنگی)

هر چند دیر اما بالاخره جلسه تجهیز و هماهنگی چند تن از دوستان کمپینی کرمان انجام شد. این جلسه که به علت بدقولی های یکی از دوستان که قرار بود از شهرستان به کرمان رفته و دفترچه ، فرم و سی دی کارگاه را در اختیار دوستان شهر کرمان قرار دهد با چند هفته تاخیر برگذار شد. بعد از هماهنگی هایی که با وقت آزاد دوستان صورت گرفت، اعضای کرمان در یک برهه زمانی 1 ساعته (8 الی 9) در سه گروه مختلف با ما ملاقات داشته و دفترچه و فرم در اختیار گرفتند.

گروه اول:

اولین گروه زوج میانسالی بودندکه در جلسه حاضر شدند. این زوج سوالات و پیشنهادات بسیار خوبی داشتند . حتی پیش از این هم با کمپین تهران از طریق سایت در ارتباط بوده و امضا فرستاده بودند.که با هماهنگی بیشتر بین اعضا امید کار منسجم تری از سوی این دوستان  می رود. عمده سئوال این خانواده حول محور سئوالتی چون تعداد فعلی امضاها، عاقبت آنها، و همچنین که آیا می توان در زمینه هایی دیگر اجتماعی فعالیت داشت یا خیر؟جریان داشت.

همچنین این خانواده فعال در مورد کمک رسانی به خانمهایی که به علت این قوانین درگیر مشکل شده اند و همچنین کودکان طلاق یا کار ایده های بسیار خوبی داشتند. که البته این بخش فعالیت خارج از تعاریف کمپین می باشد.

گروه دوم:

 گروه دوم ، دو تن از فعالین کرمان بودند که پس از اتمام زمان کاری شان در محل حاضر شده و دفترچه و فرم در اختیار گرفتند. در این جلسه با یکی از اعضای حاضر، روی مسئله ترس تاریخی کرمان بحث و تبادل نظر شد، ترسی که شاید بهترین روش برای مقابله با آن مواجه شدن با  خود ترس است.

با قرار دادن ترس از آینده خود و فرزندان دختر و همسر و زندگی آیندشان  در مقابل ترس های امنیتی،  تکیه گاه مطمئنی یافت شد و در این راهکار عضو فعالی که برای جمع آوری می رود با آموزه ها و فعالیت های خود در ارائه موضوع می تواند به موفقیت برسد . موفقیتی که حتی اگر منوط به درج امضا نشود اما می تواند آگاهی حداقلی را در فرد مقابل ایجاد کند و قلاب سئوالی را بر چین و چروک ها ذهنش بیاندازد.

این گروه با محبت زیاد سی دی های آموزشی کارگاه را در اختیار گرفتند تا کپی آن را در اختیار دیگر اعضا قرار دهند.

گروه سوم:

گروه سوم متشکل از دوستان دور و نزدیکی بودند که در محل حاضر شدند. بحثی طولانی که در مورد راهکارهای فعالیت در این شهر و همچنین بررسی نسبی وضعیت وبلاگ گروهی (جوونای قلعه پیر) که بعد از دستگیری خانم نسیم خسروی توسط جمعی از هنرمندان کرمان راه اندازی شد اما متاسفانه موجی بود که زود خوابید و به سمت هنر محض حرکت کرد،پرداخته شد. در میان این گروه اولین کسانی که به کمپین در کرمان پیوسته بودند و پیش از هم در زمینه ی گرفتن امضا فعال بودند ، وجود داشت.  

در پایان جلسه جمعی از خانمهای حاضر در جلسه مشغول به بحث در مورد کیفیت چیپس و پنیر جلسه شده و به مقایسه آن بادیگر چیپس و پنیر کافی شاپ های سطح شهر پرداختند که به انتهای جلسه رنگ و بویی دیگر داد.

دوستان کرمانی که همدیگر را نمی شناختند و از طریق سایت برنامه های کمپین را دنبال کرده و امضا فرستاده بودند در این جلسه سئوالت خود را مطرح و برای جلسات آتی با هم لینک شده و از این پس ما منتظر جلسات مستقل شهر کرمان می باشیم. شهری که به علت جمعیت و همچنین مرکزیت استان از آن انتظاراتی بیش از این می رود.

در این جلسه بحث و بررسی شد:

* دفترچه ، سی دی، فرم در اختیار دوستان قرار گرفت و به نحوه استفاده از آن مخصوصاً دفترچه که تعداد محدودی در اختیار داشتیم پرداخته شد

* صحبت پیرامون راهکار های حداقلی خروج مردم ازدلزدگی و دلمردگی تاریخی مردم این استان

* بحث در مورد بخش بندی شهر (جغرافیایی، فرهنگی، صنفی،…) و جلوگیری از تداخل

* گرفتن قول همکاری از دوستان کرمانی برای ارسال مطلب به وبلاگ کمپین استان

* بحث در مورد آماده سازی نشریه ای که در آن مطالب وبلاگ کمپین کرمان و همچنین اخبار و مقالات سایت برابری درج شود

تیغ در دستان مست

ژانویه 16, 2009

shirin-conf7

نویسنده: ا-خ-باد

ستون روزنامه کیهان، این آغاز راه نبود. این فنر مدتها پیش کشیده شده بود و منجنیق منتظر شلیک شدن بود. در جایی که منابع آگاه خبر بهایی بودن فردی از منتسبین نزدیک خانم شیرین عبادی را کاملن منتفی اعلام می دارند اما دامنه حملات به بانوی صلح ایران به همین جا ختم نمی گردد.

بر فرض محال آری اینگونه باشد، نمی دانم بخندم یا بگریم بر شعار «آزادی اندیشه» روی پوسترهای همین آقایان که هنوز بعد از گذشت مدتها دیوارهای شهر را مزحک و زشت نموده است!. یک خواسته از شما دارم: موضع خود را در برابر کلمات مشخص کنید!!! آزادی چیست؟؟؟ و اندیشه کدام است؟؟؟؟

حملات اخیر افراد معلوم والحال به محل کار ، خانه و … روندی است برای تخریب وجهه ی خانم عبادی در داخل و خارج.

محمدعلی عمویی، چهره شناخته شده و کهن کار سیاست از این حرکت با عنوان حمله به غیر خودی ها نام می برد. اما این تقسیم بندی کی و چگونه انجام گرفت؟ خودی هایی که از روی چهره ، یغه ی بسته و تسبیحِ در دست باید شناسایی شوند؟ روندی که افراد جامعه را به سمت یکی شدن حتی در ظاهر قضیه سوق می دهد؟ و این یعنی ترویج دروغ و پنهان نمودن شخصیت در جامعه که بازخورد آن در دهه ی 60 ایران با عناوین گرایش های آنارشیست، چند شخصیتی و … می توان دید. گردابی که باز قوه ی حاکمه خود را از آن مبرا می خواند و آن را دامی پهن شده از سوی غرب و دشمنان و دستگاه های تبلیغاتی آنان می خواند. حرکتی که مرا به صفحاتی از تاریخ در دوران استالین در کشوری کمونیستی بر می گرداند، لباسهایی یک شکل و پرچم های همه سرخ والا غیر، که اگر با نقطه ای بر می خورد که رنگ و بوی دگر داشت یا باید تظاهر به سرخ بودن می نمود یا در آتش خشم بی تفکر سرخ می شد! (فضایی نقل شده در داستانهای بولگاکف)

در جایی که نشر یک خبر از طرف دانشجویان دانشگاه زنجان تهین به شخصیت و تخریب یک چهره شناخته شده خوانده می شود و دانشجویان روشنگر به پشت میله های زندان می افتند بامروز داد این همه بی احترامی را عبادی کجا سر دهد؟؟

به کار بردن کلمات چند وجهی و مشخص نبودن صراحت قانون و پیچیده شدن در بسیار جملات ناآشنای عربی تعویل قانون را به نفع دسته ی محدود حاکمه به گند می کشد. جایی که اگر دم بزنی برجسب ملحد، مفسد و مرتد و… خورده ای و حکمت تیغ بوده و است.

چیزی عوض نشده است و هنوز و هنوز آنها که حوادث چند هزار سال پیش انبیا و اولیای دینی را داد می زنند به دینشان قسم که اگر آن روز آنجا بودند چیزی جز قرآنهای سر نیزه را نمی دیدند و کاری به جز مردمان کوفه نمی کردند !!!!

در حالی که موجی خود خیز و ستم ستیز علیه جنایات غزه در همه جای دنیا به پا می خیزد، برخورد با مادران کمپین در حمایت از غزه چه معنا دارد؟

آیا نفس کشیدن بدون مجوز آنها، آن خودی ها (و در واقع آن بی خودی ها که خوردند و گردن کلفت نمودند)… در این ملک ممنوع است؟؟؟؟!!!!!

در جایی که برگهای تاریخ را به دلخواه خط خطی می کنند از توپختانه ای خشک (صدا و سیما) به مغز خانواده ها می کوبند، در جایی که جشنهای 2500 ساله دوران ستم شاهی را هر روز و هر روز به نمایش در می آورند تا میلیارد میلیارد پولی که امروز به جای جیب آمریکا به جیب واسطه ها می ریزد نادیده گرفته شود، لباس عدالت خواهی به تن اینان بسیار مزحک و مسخره است.

در اینجا که قانون به جای بال پرواز پتک بر سر ماست، به پا خواستن برای تغییر این قوانین و اصلاح حکم و وظیفه است!

این مسخره گی تا کی ادامه دارد؟؟؟ این بی حرمتی به انسانیت که در تمامی عالم بال گشوده است تا کی و تا کجا؟؟؟ امروز برده تنها سیاه نیست! کارگر نیست! زن نیست!!! تقسیم بندی ها عوض شده اما برده هست… برده و برده داری هنوز هست… بی عدالتی هنوز هست. قوه ی حاکمه ایران به سکوت مراجع قضایی جهانی می خندد در حالی که دفتر صلح را  در تهران پلمپ می نماید، پاردوکسی است که روبروی ذهن نسل امروز گشوده شده است، ذهنی که اگر آماج مخدرهایی که به او هر روزه تزریق می شود مجال اندیشیدن یابد. یا به قول شاملو:غم نان اگر بگذارد…

.

نمی دانم، تنها انگشتان و شانه هایم می لرزد… و اشکی سرد بر چهره. انسان چه شد و انسانیت کجا رفت!!!

 

کسب جایزه برای کمپین و دیگر اخبار مهم

ژانویه 12, 2009

سیمون
سیمون

کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار
سیمون دو بوآر،فمینیست فرانسوی 1947
جایزه سیمون دو بووار دو سال است که در روز نهم ژانویه، روز سالگرد تولد این نویسندۀ بزرگ فرانسوی و نظریه پرداز دفاع از حقوق زنان، به یک شخصیت یا نهادی که در راه دفاع از حقوق زنان تلاش می کند اهدا می شود.

اخبار مهم

ضرب و شتم مادران صلح در تجمع حمایت از مردم غزه : صلح طلبان کیستند؟
احضارو تفهیم اتهام ناهید میرحاج عضو کمپین یک میلیون امضا
تبعید هانا عبدی به‌ زندان گرمی،سپس رزن همدان و اینک به‌ مشکین شهر
همزمان با سالروز تولد دوبووار، سایت کمپین یک میلیون امضا ء پاریس متولد شد!
کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار
تنها زن زندانی سیرجان آزاد شد
گروهی از نمایندگان پارلمان اروپا: به تهدیدها علیه شیرین عبادی پایان دهید

تنها زن زندانی سیرجان آزاد شد

ژانویه 9, 2009

4433-20-09-1387

سيرجان نيوز: تنها زن زندانی جرایم مالی سیرجان با کمک مردم آزاد شد. این زن جوان حدود 3 سال قبل در یک حادثه با پیرمرد 65 ساله ای تصادف کرده و وی را از ناحیه پا مصدوم می کند . به گزارش سيرجان نيوز، وی به پرداخت 8 میلیون تومان دیه به خاطر شکستگی پا و صدمه دیدن سر محکوم می شود اما از آنجا که این زن توانایی پرداخت مبلغ مذکور را نداشت با داشتن یک فرزند مجبور به ادامه زندگی در پشت میله های زندان شد.

 

این زن جوان پس از آزادی در حالی که از خوشحالی اشک می ریخت گفت: از همه کسانی که در آزادی من سهیم شدند تشکر می کنم و خیر دنیا و آخرت را برای آنها آرزو دارم .وی از رییس و کارکنان اداره زندان، مسوولین قضایی و خبرنگاران سیرجان قدردانی کرد. همسر این خانم نیز که پس از چندین ماه فراق، او را در کنار خود و بالای سر فرزندانش می دید از همه کسانی که در آزادی همسرش سهیم بودند تشکر کرد و گفت: حاضرم دست همه این بزرگواران را ببوسم و از درگاه خداوند برايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي كنم.