Archive for اوت 2009

یک مرد برای عقد همسر پنجم، یکی از 4 همسر قبلی اش را طلاق داد: شرع به من اجازه نمی دهد !

اوت 24, 2009

تغییر برای برابری – مدتی پیش یک مرد از اهالی شهرستان سقز به نام«رسول ،ف»که هم زمان دارای 4 همسر بود، یک خانم بیوه ی مهابادی توجه اش را جلب می کند و به گفته ی خودش عاشق وی می شود.اما در این میان مشکل این آقا این بوده که هم زمان 4 همسر را در عقد خود داشته و بر اساس شرع اسلام نمی توانسته با شخص پنجم ازدواج کند.به همین خاطر تصمیم می گیرد که از یکی از 4 همسر قبلی اش جدا شود یا صادقانه تر و درست تر این که وی را طلاق دهد.

آقای رسول ،ف برای دست یابی به این مقصد یکی از همسران اش به نام کبرا را قربانی این هوسرانی بی پایان خود می نماید و از وی جدا می شود تا بتواند از نظر شرعی مشکلی برای ازدواج با معشوقه ی جدید ش را نداشته باشد. به گزارش سایت خبری مستقل«مرکز خبر رسانی سقز» اقای رسول، ف در گفتگویی با خبرنگار این سایت خبری اظهار داشته :«باورم کنید که اصلا دلم نمی خواست کبرا را طلاق بدهم و از او جدا شوم و دوست داشتم که او نیز هم چنان همسرم باشد ، اما چه کنم که شرع چنین اجازه ای به من نداده و من مجبور بودم وی را طلاق بدهم»

نامبرده در ادامه این گفتگو گفته است:« می دانم ممکن است تاحدی این کار من اشتباه باشد، اما باور کنید که اصلا تقصیر من نیست وخداوند خودش من را این جوری خلق کرده است. من خیلی چند همسری را دوست دارم و همان خدا را نیز شاهد می گیرم که تا به امروز هیچ فرقی بین ان ها قایل نشده ام . همه ی آن ها را به یک چشم نگاه کرده ام و همه ی مایحتاج و لوازم زندگی را برای همه ی آن ها به طور مساوی و برابر آماده کرده ام».

لازم به ذکر است این آقا شغل آزاد دارد وبه نوعی به تجارت مشغول است و حاصل زندگی اش با این همسران9 فرزند، 6 پسر و 3 دختر است.

ااین هم لینک اصلی مطلب:

http://saghez.org/index.php?

Advertisements

محمد ملکی، رئیس پیشین دانشگاه تهران، دستگیر شد

اوت 23, 2009

به گزارش بی سی فارسی: محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در این کشور، روز شنبه در منزلش دستگیر شد.
قدسی میرمعز، همسر محمد ملکی، به بی بی سی فارسی گفت پنج مامور که خود را «ماموران اطلاعات» معرفی کرده و گفته اند از قاضی حداد، معاون دادستان تهران حکم دارند، ساعت ۸ صبح شنبه ۳۱ مرداد به خانه آقای ملکی رفته و بعد از دو ساعت تفتیش منزل و سوال و جواب از آقای ملکی، او را با خود برده اند.
خانم میرمعز گفت این ماموران هارد رایانه، ۸۵ جلد کتاب و مقادیری از دستنوشته های آقای ملکی را با خود برده اند.
هنوز هیچ مقام رسمی درباره بازداشت آقای ملکی اظهارنظری نکرده و دلیل دستگیری او نیز مشخص نیست. به گفته خانم میرمعز ماموران به او گفته اند دلیل دستگیری محمد ملکی، «ارتباط با منافقین» است. اتهامی که به گفته خانم میرمعز کاملا بی اساس است.
به نظر می رسد این دستگیری در ادامه بازداشت نیروهای فعال سیاسی منتقد دولت در دو ماهی که از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد، باشد.
محمد ملکی از جمله مخالفان سیاسی حکومت جمهوری اسلامی است. او پیش از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران در نوشته ای اعلام کرده بود به دلیل سوابق کاندیداها و ساختار سیاسی ایران، در انتخابات شرکت نخواهد کرد. بعد از انتخابات نیز نوشته یا بیانیه یا عکس العملی از جانب او درباره وقایع ایران منتشر نشده است.
محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بود که با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها، از این سمت برکنار شد.
آقای ملکی که اکنون ۷۶ سال دارد، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ در زندان بود و بعدها یک بار دیگر نیز در سال ۱۳۷۹ به همراه تعدادی از فعالان ملی – مذهبی دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند.
به گفته همسر آقای ملکی، او به سرطان پروستات مبتلاست و از بیماری دیابت و نارسایی های قلبی نیز رنج می برد و عملا در منزلش بستری بوده است.

ژیلا بنی یعقوب آزاد شد

اوت 20, 2009

به گزارش بی بی سی فارسی:

ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان ایران از زندان آزاد شده است.

گزارش ها بیانگر آزادی خانم بنی یعقوب پس از سپردن وثیقه دویست میلیون تومانی است.

خانم بنی یعقوب سی ام خرداد و در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به همراه همسرش بهمن امویی که او نیز روزنامه نگار است، در خانه اش بازداشت شد.

صادق نوروزی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب نیز با سپردن وثیقه دویست میلیون تومانی در روز چهارشنبه آزاد شد.

پیش تر گزارش هایی درباره آزادی اصغر خدایاری و سعید شیرکوند، از اعضای حزب مشارکت منتشر شده بود.

شیرین عبادی: تجاوزجنسی جنایت علیه بشریت و قابل پیگیری در دادگاه‌های بین‌المللی است

اوت 19, 2009

شیرین عبادی: جنایت‌کاران بدانند، دنیا به ایران ختم نمی‌شود

با افشای نامه‌ی کروبی در مورد تجاوز جنسی به زندانیان، بسیاری از فعالان حقوق بشر در پی طرح این موضوع در دادگاه‌های بین‌المللی هستند. شیرین عبادی، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل می‌گوید در زمان مقتضی این کار انجام خواهد شد.

دویچه‌وله: از زمان انتشار نامه‌ی مهدی کروبی مبنی بر تجاوز جنسی به زندانیان در اوین و سایر بازداشتگاه‌ها، بسیاری از خانواده‌های زندانیان نگران این موضوع هستند. در بیانیه‌ی شماره‌‌ی ۵ خانواده‌های دستگیرشدگان به طور مشخص به این موضوع اشاره شده و گفته شده است «ما نگران عزیزانمان بویژه دختران بیگناه در بندمان هستیم». برای پیگیری حقوقی این قضیه، یعنی تجاوز جنسی در زندانها، در مجامع بین‌المللی چه کاری می‌شود صورت داد؟

شیرین عبادی: تجاوز جنسی در زندان از مصادیق بارز شکنجه است و از نوع جرائم علیه بشریت است و طبیعتاً قابل رسیدگی در مجامع بین‌المللی است که البته در این خصوص به موقع اقدام لازم خواهد شد. کسانی که این چنین ددمنشانه به حقوق هموطنان خودشان متعرض می‌شوند و به آنها تجاوز می‌کنند، متوجه باشند که اگر عدالت در ایران اجرا نشود، دنیا به ایران ختم نمی‌شود، بلکه دادگاه‌های دیگری هستند که صداهای این مظلومان در بند را بشنوند.

یکی دیگر از نگرانی‌های خانواده‌ها این موضوع است که در ملاقات با زندانیانشان، زندانیان اصرار بر این دارند که ما نیازی به وکیل نداریم. این که یک زندانی در داخل زندان به خانواده‌اش بگوید که ما نیازی به وکیل نداریم، کمی غیرعادی است. تفسیر شما از این موضوع چیست؟

این حرف را بایستی از جنس همان اعترافات نمایشی دانست. یعنی کسانی که در بندند، تحت فشارند و به خاطر اینکه بازجو به آنها می‌گوید که چنین بگویند، مجبورند این حرف را بزنند برای این که کمی از فشار بازجوها کاسته بشود. وگرنه وکیل برای حفظ حقوق موکل است. وقتی کسی می‌گوید وکیل نمی‌خواهم، به خوبی می‌شود دریافت که تا چه اندازه تحت فشار است. و از سوی دیگر، متأسفانه از دو سه سال قبل به وسیله‌ی آقای مرتضوی این شیوه باب شد که بر متهمان فشار می‌آورند که وکلایی را انتخاب بکنند که مورد تأیید دادسرا و قوه‌ی قضاییه هستند و اجازه نمی‌دهند که متهم وکیلی را که خودش به او اعتماد دارد انتخاب بکند. نمونه‌اش را ما در مورد رکسانا صابری دیدیم که وکلای کانون مدافعان حقوق بشر شش بار مراجعه کردند، آقای حداد گفت که اجازه نمی‌دهم از اینها انتخاب کنید و آخر خانواده را مجبور کردند وکیلی را انتخاب بکند که مورد اعتماد دادگاه است. وکیل بایستی مورد اعتماد موکل باشد، نه مورد اعتماد دادگاه. بنابراین تمامی این گونه اعمال برخلاف حقوق قانونی است که در قوانین ما برای متهم شناخته شده است و اینها اعمال فراقانونی است که بایستی به آنها رسیدگی بشود. و تکرار می‌کنم، دنیا به ایران ختم نمی‌شود. امیدوارم که دادگاه‌های ایران عدالت را اجرا بکنند اما اگر این کار را نکردند، بدانند که جنایت علیه بشریت قابل رسیدگی در سایر دادگاهها نیز هست.

در حال حاضر دو تن از وکلای کانون مدافعان حقوق بشر، آقایان دادخواه و سلطانی، در زندان هستند و بعضی شنیده‌ها حاکی از این است که برخی وکلایی که در بیرون از زندان هستند هم، از ادامه‌ی وکالت زندانیان سیاسی اعلام انصراف داده‌اند. این وضعیت را چه طور ارزیابی می‌کنید؟ با وجود این، آیا واقعاً دیگر وکیلی جرأت می‌کند که طرف پرونده‌های زندانیان سیاسی برود؟

به علت فشار بیش از اندازه‌ بر وکلای مستقلی که دعاوی علیه متهمان سیاسی را قبول می‌کنند، این شهامت از وکلا سلب می‌شود. کانون وکلای حقوق بشر که هشت سال قبل با کمک تعدادی از وکلای همکار تأسیس شد، کلیه‌ی دعاوی زندانیان سیاسی را به رایگان می‌پذیرفت و این البته از نظر افرادی که خودشان را بالاتر از قانون می‌دانند گناه کمی نبود. به همین دلیل انواع و اقسام محدودیت‌ها را برای کانون فراهم آوردند. حتا در زمان آقای خاتمی حاضر نشدند این کانون را ثبت قانونی بکنند، با وجود این که ما تمامی شرایط قانونی را برای ثبت داشتیم. بعد در زمان آقای احمدی‌نژاد برخلاف قانون آمدند دفتر را پلمب کردند که ما شکایت کردیم و به شکایت ما کسی رسیدگی نکرد. حتا یکبار من را احضار نکردند که شکایت تو چیست. از آن طرف به دفتر وکالت من هجوم آوردند. وزارت اطلاعات همکاران ما را به دفعات احضار می‌کرد، تهدید می‌کرد و در آخر آقایان سلطانی و دادخواه را دستگیر کردند که الان بیگناه در زندان هستند. و نکته‌ی جالب این است که آقایان قضات دادگاه انقلاب، ازجمله آقای حداد، به آقای سلطانی گفته تو را بدون قید و شرط آزاد می‌کنم، به این شرط که اولاً مصاحبه نکنی، دوما دیگر با کانون مدافعان حقوق بشر همکاری نکنی و سوما دیگر با عبادی هم کار نکنی. البته آقای سلطانی این شرط را قبول نمی‌کنند و می‌گویند من آزاد هستم که با هر کسی که بخواهم همکاری کنم و با هر رسانه‌ای که بخواهم صحبت کنم. بنابراین ترجیح می‌دهم بروم زندان و چنین آزادی‌ای به درد من نمی‌خورد. عین همین مسئله برای آقای دادخواه پیش آمده است و آقای دادخواه در ملاقات‌هایی که داشتند گفته‌اند که ایشان را تحت اذیت و آزار جسمی و روحی قرار داده‌اند که دیگر حق نداری با عبادی همکاری کنی و بایستی اعتراف بکنی که کانون مدافعان حقوق بشر مرکزی برای توطئه علیه امنیت کشور بوده است. آقای دادخواه هم منکر این مسئله می‌شوند و می‌گویند من از ابتدای تأسیس با این کانون همکاری داشتم و جزو مؤسسین بودم و می‌دانم که این کانون جز خدمت به میهن هیچ کار دیگری انجام نداده است و حاضر نیستم یک چنین اعتراف دروغی بکنم و سالها در زندان می‌مانم، ولیکن اعتراف نمی‌کنم.

در هفته‌ی جاری برخی از زندانیان توانستند با خانواده‌هایشان ملاقات بکنند. ولی برخی دیگر از زندانیان متأسفانه نه تنها ملاقات نکردند، بلکه هنوز خبر درستی در مورد محل نگهداری آنها در دست نیست، ازجمله آقای کاظمی، برادر خانم زهرا رهنورد. شما خبر جدیدی از ایشان دارید؟

آقای مهندس شاپور کاظمی با سن بالایی که دارند فقط به گناه اینکه برادر خانم زهرا رهنورد هستند به گروگان گرفته شده‌ و اسیر شده‌اند. برای اینکه با اسارت ایشان دهان مهندس موسوی و خانم زهرا رهنورد را ببندند، که البته دیدیم این چنین نشد و این دو فرد نه تنها دهانشان بسته نشد، بلکه حتا سخن به اعتراض هم نگشودند، برای اینکه تفاوتی بین برادر خودشان و سایر افرادی که در بند هستند قائل نشوند. این آدم نه سیاسی بوده و نه اساساً در کار انتخابات و اعتراضات دخالت داشته است. ایشان با سنی نزدیک به هفتاد سال، یک مهندس قدیمی است که فقط در زمینه‌ی مهندسی فعالیت می‌کرده است. این آدم را که هیچ ارتباطی به تظاهرات و اجتماعات نداشته در ماشین‌اش دستگیر می‌کنند و در حقیقت گروگان می‌گیرند، برای این که خانم رهنورد و آقای موسوی را مجبور به سکوت بکنند. ولیکن دیدیم که آنها ساکت نشدند. آقای مهندس کاظمی تا به امروز حق نداشته وکیل بگیرد، حق ملاقات با خانواده را نداشته و از کلیه‌ی حقوق انسانی یک زندانی محروم شده است، صرفاً به گناه این که خواهرش همسر مهندس موسوی است.

خانم عبادی، همان طور که گفتم این هفته تعدادی از زندانیان توانستند ملاقات بگیرند. برای برخی دیگر از زندانیان قرار وثیقه صادر شده است. در هفته‌های اخیر هم چندین تن از زندانیان آزاد شده‌اند. ولی از سوی دیگر زندانیانی هستند که هنوز حتا اجازه‌ی تماس با خانواده‌شان به آنها داده نشده است. این دو گونه خبر را در کنارهم گذاشتن، حالتی از بیم و امید را بوجود می‌آورد. امید برای کسانی که آزاد شده‌اند، و بیم از جان کسانی که همچنان در بندند و همچنان از تماس آنها با خانواده‌هایشان مانع می‌شوند. پیش‌بینی شما‌ از این وضعیت چیست ؟

امیدوارم که کسانی که در بندند بزودی آزاد بشوند. زیرا همه می‌دانیم که علت در بند بودن آنها چیست. برای این که به مردم القاء بکنند که انتخابات، درست صورت گرفته و آنچه افراد آزادشده از زجر و شکنجه‌‌ی خودشان در بازداشتگاه‌ها گفته‌اند و آنچه آقای کروبی از تجاوز به جوانان مردم اعلام کرده نادرست بوده است. امیدوارم که اینها هم بزودی آزاد بشوند. ولی تکرار می‌کنم، کسانی که مرتکب چنین جنایاتی می‌شوند بایستی بدانند: دنیا به ایران ختم نمی‌شود.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی تحریریه: کیواندخت قهاری