Archive for the ‘یاداشت ها’ Category

نشریه بابک زمین: حقوق زن دوبرابر حقوق مرد

ژوئیه 8, 2011
نوشته شده توسط: بابک زمین در: اسفند – ۲۵ – ۱۳۸۹

به بهانه هشتم مارس روز جهانی زن

حقوق زن دو برابر

حقوق مرد است

حقوق زن حداقل دو برابر حقوق مرد است . بی هیچ تملقی و یا به طنز ذلالتی باید گفت نه اینکه حقوق زن نصف ، کمتر یا مساوی با مردان است بلکه به هزار و یک دلیل که گوشه ای از آنها بیان می شود حداقل حقوق زنان دو برابر مردان است .

در هیچ کجای جهان نظام های بی عدالت حتی توسط مردان مترقی به عدالت نزدیک نشده است و این ضعف مردان است . آنچه حداقل در جامعه خودمان عملاً در ذهن ، در اجتماع و در اخلاقیات اتفاق می افتد گرامیداشت چند برابری زن و دختران است به همراه تعصباتی که تا پای جان برای آنها می ایستیم . اما عجیب است وقتی سوای از مسائل دینی کار به مسائل حقوقی و سیاسی می رسد اینچنین زنان و دختران را در حد زنده به گور کردن تحقیر می کنند .آن هم زنانی که تاثیرشان در تربیت فرزندان ، در امور اداری ، در امور اجتماعی و زندگی بر هیچ کس پوشیده نیست. آیا در آموزه های دینی وجود دنیا را مسخر تنها دختر پیامبر اعظم نمی دانیم ؟ آیا در مسیحیت مریم اسوه پاکی و تاریخ جهان و فرزندش نجات بخش بشریت عنوان نشده است ؟ آیا ساره ، آسیه ، سمیه ، حلیمه و آمنه ، خدیجه و … فقط نام و عنوان زن را یدک می کشیده اند؟ این عین ظلم و مافیای بی عدالتی است که زن را در خواست های متعصبانه و جاهلی مان زنجیر کنیم؟ این عین بی عدالتی است که حجاب را برای او می خواهیم و خود را از آن معاف می داریم . عین بی عدالتی است که زنی را به کنیزی و کلفتی به عنوان ازدواج می گیریم . از شیر دهی و تربیت فرزندان گرفته تا ظرف شستن ، جاروی خانه ، لباس شستن … و خجالت نکشیدن ما. حقوقشان کم، نصف و نادیده می گیریم تا آنجا که دچار عسر و هرجش می کنیم تا طلاقش را بی مهریه بگیرد !

این قانون در هیچ کتابی خوانده نشده است به جز قرارداد های ظالمانه و برداشت های ناثواب .

جالب تر می شود اگر زنان کارمند در کشور خودمان را با نصف دستمزد مردان به کار بگمارند. براستی بیشترین زندانیان در جامعه چه کسانی هستند ؟ در مخوف ترین زندان ها چه کسانی به سر می برند ؟ هولناک ترین جنایات را چه کسانی انجام داده اند؟ زنان یا مردان …همان مردانی که با منجنیق، ابراهیم را بر آتش افکندند و سمیه را آنگونه که روی گفتنش را نداریم به شهادت رساندند. آیا اینکه تنها زن فضا نورد دنیا ایرانی است کافی نیست ؟ و چه بد انتخاب می کنیم ما که از ۲۹۰ نفر نماینده مجلس هشت نفر زن است ، چه بد که از ۲۴ وزیر تنها یک نفر زن است . در آیین زردتشت تمام الهه ها مقدسند ، در انقلاب ما امام راحل مرد را به معراج رفته از دامان زن می داند. اما به وضوح ظلمی به زنان و دختران می شود آنجا که با کمترین حقوق به کارشان گمارده اند با بیشترین ساعات حتی رعایت قانون کار را هم برایشان نمی کنند و این زنان حق ندارند از بیمه دم بزنند و مجبورند با حقوقی یک دهم حداقل حقوق تسلیم شوند. از روزی که ترس و اضطراب دختری را که تمام ترس و کابوس زندگی اش غسالخانه بوده است دیدم، از وقتی که لرزه های دستان دختری را که مجبور شده بود مادر مرحومش را در غسالخانه بشوید دیدم واز آن روزی که شعله های آتش نمی توانم را در چشمانش دیدم و هیچ مرد و نامردی امکاناتی فراهم نکرد که این دختر آن همه عذاب را در شستن مادرش نکشد فهمیدم حقوق زن چند برابر مرد است . من از روزی که ابراهیم را به آتش انداختند ، از روزی که اسماعیل را به قربانگاه بردند و از روزی که مسیح را به صلیب کشیدند و از روزی که هابیل را کشته ظلم قابیل کردند و از سویی دیگر مرگ چند صد هزار تن کشته را در ناکازاکی و هیروشیما امضا کردند فهمیدم که جنایات همه حاصل بیداد کسانی است که نفهمیده اند زنان این همه داغ را تحمل کرده اند و آن همه مصیبت و خاک را به سر کشیده اند .

کاش سازمان های حقوق بشر هم بدانند که زن یعنی بشر و بشر یعنی زن همان که رعایت حقوقش را هیچ کس در این دنیا نمی کند.

تیغ در دستان مست

ژانویه 16, 2009

shirin-conf7

نویسنده: ا-خ-باد

ستون روزنامه کیهان، این آغاز راه نبود. این فنر مدتها پیش کشیده شده بود و منجنیق منتظر شلیک شدن بود. در جایی که منابع آگاه خبر بهایی بودن فردی از منتسبین نزدیک خانم شیرین عبادی را کاملن منتفی اعلام می دارند اما دامنه حملات به بانوی صلح ایران به همین جا ختم نمی گردد.

بر فرض محال آری اینگونه باشد، نمی دانم بخندم یا بگریم بر شعار «آزادی اندیشه» روی پوسترهای همین آقایان که هنوز بعد از گذشت مدتها دیوارهای شهر را مزحک و زشت نموده است!. یک خواسته از شما دارم: موضع خود را در برابر کلمات مشخص کنید!!! آزادی چیست؟؟؟ و اندیشه کدام است؟؟؟؟

حملات اخیر افراد معلوم والحال به محل کار ، خانه و … روندی است برای تخریب وجهه ی خانم عبادی در داخل و خارج.

محمدعلی عمویی، چهره شناخته شده و کهن کار سیاست از این حرکت با عنوان حمله به غیر خودی ها نام می برد. اما این تقسیم بندی کی و چگونه انجام گرفت؟ خودی هایی که از روی چهره ، یغه ی بسته و تسبیحِ در دست باید شناسایی شوند؟ روندی که افراد جامعه را به سمت یکی شدن حتی در ظاهر قضیه سوق می دهد؟ و این یعنی ترویج دروغ و پنهان نمودن شخصیت در جامعه که بازخورد آن در دهه ی 60 ایران با عناوین گرایش های آنارشیست، چند شخصیتی و … می توان دید. گردابی که باز قوه ی حاکمه خود را از آن مبرا می خواند و آن را دامی پهن شده از سوی غرب و دشمنان و دستگاه های تبلیغاتی آنان می خواند. حرکتی که مرا به صفحاتی از تاریخ در دوران استالین در کشوری کمونیستی بر می گرداند، لباسهایی یک شکل و پرچم های همه سرخ والا غیر، که اگر با نقطه ای بر می خورد که رنگ و بوی دگر داشت یا باید تظاهر به سرخ بودن می نمود یا در آتش خشم بی تفکر سرخ می شد! (فضایی نقل شده در داستانهای بولگاکف)

در جایی که نشر یک خبر از طرف دانشجویان دانشگاه زنجان تهین به شخصیت و تخریب یک چهره شناخته شده خوانده می شود و دانشجویان روشنگر به پشت میله های زندان می افتند بامروز داد این همه بی احترامی را عبادی کجا سر دهد؟؟

به کار بردن کلمات چند وجهی و مشخص نبودن صراحت قانون و پیچیده شدن در بسیار جملات ناآشنای عربی تعویل قانون را به نفع دسته ی محدود حاکمه به گند می کشد. جایی که اگر دم بزنی برجسب ملحد، مفسد و مرتد و… خورده ای و حکمت تیغ بوده و است.

چیزی عوض نشده است و هنوز و هنوز آنها که حوادث چند هزار سال پیش انبیا و اولیای دینی را داد می زنند به دینشان قسم که اگر آن روز آنجا بودند چیزی جز قرآنهای سر نیزه را نمی دیدند و کاری به جز مردمان کوفه نمی کردند !!!!

در حالی که موجی خود خیز و ستم ستیز علیه جنایات غزه در همه جای دنیا به پا می خیزد، برخورد با مادران کمپین در حمایت از غزه چه معنا دارد؟

آیا نفس کشیدن بدون مجوز آنها، آن خودی ها (و در واقع آن بی خودی ها که خوردند و گردن کلفت نمودند)… در این ملک ممنوع است؟؟؟؟!!!!!

در جایی که برگهای تاریخ را به دلخواه خط خطی می کنند از توپختانه ای خشک (صدا و سیما) به مغز خانواده ها می کوبند، در جایی که جشنهای 2500 ساله دوران ستم شاهی را هر روز و هر روز به نمایش در می آورند تا میلیارد میلیارد پولی که امروز به جای جیب آمریکا به جیب واسطه ها می ریزد نادیده گرفته شود، لباس عدالت خواهی به تن اینان بسیار مزحک و مسخره است.

در اینجا که قانون به جای بال پرواز پتک بر سر ماست، به پا خواستن برای تغییر این قوانین و اصلاح حکم و وظیفه است!

این مسخره گی تا کی ادامه دارد؟؟؟ این بی حرمتی به انسانیت که در تمامی عالم بال گشوده است تا کی و تا کجا؟؟؟ امروز برده تنها سیاه نیست! کارگر نیست! زن نیست!!! تقسیم بندی ها عوض شده اما برده هست… برده و برده داری هنوز هست… بی عدالتی هنوز هست. قوه ی حاکمه ایران به سکوت مراجع قضایی جهانی می خندد در حالی که دفتر صلح را  در تهران پلمپ می نماید، پاردوکسی است که روبروی ذهن نسل امروز گشوده شده است، ذهنی که اگر آماج مخدرهایی که به او هر روزه تزریق می شود مجال اندیشیدن یابد. یا به قول شاملو:غم نان اگر بگذارد…

.

نمی دانم، تنها انگشتان و شانه هایم می لرزد… و اشکی سرد بر چهره. انسان چه شد و انسانیت کجا رفت!!!