Archive for the ‘1’ Category

یک مرد برای عقد همسر پنجم، یکی از 4 همسر قبلی اش را طلاق داد: شرع به من اجازه نمی دهد !

اوت 24, 2009

تغییر برای برابری – مدتی پیش یک مرد از اهالی شهرستان سقز به نام«رسول ،ف»که هم زمان دارای 4 همسر بود، یک خانم بیوه ی مهابادی توجه اش را جلب می کند و به گفته ی خودش عاشق وی می شود.اما در این میان مشکل این آقا این بوده که هم زمان 4 همسر را در عقد خود داشته و بر اساس شرع اسلام نمی توانسته با شخص پنجم ازدواج کند.به همین خاطر تصمیم می گیرد که از یکی از 4 همسر قبلی اش جدا شود یا صادقانه تر و درست تر این که وی را طلاق دهد.

آقای رسول ،ف برای دست یابی به این مقصد یکی از همسران اش به نام کبرا را قربانی این هوسرانی بی پایان خود می نماید و از وی جدا می شود تا بتواند از نظر شرعی مشکلی برای ازدواج با معشوقه ی جدید ش را نداشته باشد. به گزارش سایت خبری مستقل«مرکز خبر رسانی سقز» اقای رسول، ف در گفتگویی با خبرنگار این سایت خبری اظهار داشته :«باورم کنید که اصلا دلم نمی خواست کبرا را طلاق بدهم و از او جدا شوم و دوست داشتم که او نیز هم چنان همسرم باشد ، اما چه کنم که شرع چنین اجازه ای به من نداده و من مجبور بودم وی را طلاق بدهم»

نامبرده در ادامه این گفتگو گفته است:« می دانم ممکن است تاحدی این کار من اشتباه باشد، اما باور کنید که اصلا تقصیر من نیست وخداوند خودش من را این جوری خلق کرده است. من خیلی چند همسری را دوست دارم و همان خدا را نیز شاهد می گیرم که تا به امروز هیچ فرقی بین ان ها قایل نشده ام . همه ی آن ها را به یک چشم نگاه کرده ام و همه ی مایحتاج و لوازم زندگی را برای همه ی آن ها به طور مساوی و برابر آماده کرده ام».

لازم به ذکر است این آقا شغل آزاد دارد وبه نوعی به تجارت مشغول است و حاصل زندگی اش با این همسران9 فرزند، 6 پسر و 3 دختر است.

ااین هم لینک اصلی مطلب:

http://saghez.org/index.php?

شیرین عبادی: تجاوزجنسی جنایت علیه بشریت و قابل پیگیری در دادگاه‌های بین‌المللی است

اوت 19, 2009

شیرین عبادی: جنایت‌کاران بدانند، دنیا به ایران ختم نمی‌شود

با افشای نامه‌ی کروبی در مورد تجاوز جنسی به زندانیان، بسیاری از فعالان حقوق بشر در پی طرح این موضوع در دادگاه‌های بین‌المللی هستند. شیرین عبادی، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل می‌گوید در زمان مقتضی این کار انجام خواهد شد.

دویچه‌وله: از زمان انتشار نامه‌ی مهدی کروبی مبنی بر تجاوز جنسی به زندانیان در اوین و سایر بازداشتگاه‌ها، بسیاری از خانواده‌های زندانیان نگران این موضوع هستند. در بیانیه‌ی شماره‌‌ی ۵ خانواده‌های دستگیرشدگان به طور مشخص به این موضوع اشاره شده و گفته شده است «ما نگران عزیزانمان بویژه دختران بیگناه در بندمان هستیم». برای پیگیری حقوقی این قضیه، یعنی تجاوز جنسی در زندانها، در مجامع بین‌المللی چه کاری می‌شود صورت داد؟

شیرین عبادی: تجاوز جنسی در زندان از مصادیق بارز شکنجه است و از نوع جرائم علیه بشریت است و طبیعتاً قابل رسیدگی در مجامع بین‌المللی است که البته در این خصوص به موقع اقدام لازم خواهد شد. کسانی که این چنین ددمنشانه به حقوق هموطنان خودشان متعرض می‌شوند و به آنها تجاوز می‌کنند، متوجه باشند که اگر عدالت در ایران اجرا نشود، دنیا به ایران ختم نمی‌شود، بلکه دادگاه‌های دیگری هستند که صداهای این مظلومان در بند را بشنوند.

یکی دیگر از نگرانی‌های خانواده‌ها این موضوع است که در ملاقات با زندانیانشان، زندانیان اصرار بر این دارند که ما نیازی به وکیل نداریم. این که یک زندانی در داخل زندان به خانواده‌اش بگوید که ما نیازی به وکیل نداریم، کمی غیرعادی است. تفسیر شما از این موضوع چیست؟

این حرف را بایستی از جنس همان اعترافات نمایشی دانست. یعنی کسانی که در بندند، تحت فشارند و به خاطر اینکه بازجو به آنها می‌گوید که چنین بگویند، مجبورند این حرف را بزنند برای این که کمی از فشار بازجوها کاسته بشود. وگرنه وکیل برای حفظ حقوق موکل است. وقتی کسی می‌گوید وکیل نمی‌خواهم، به خوبی می‌شود دریافت که تا چه اندازه تحت فشار است. و از سوی دیگر، متأسفانه از دو سه سال قبل به وسیله‌ی آقای مرتضوی این شیوه باب شد که بر متهمان فشار می‌آورند که وکلایی را انتخاب بکنند که مورد تأیید دادسرا و قوه‌ی قضاییه هستند و اجازه نمی‌دهند که متهم وکیلی را که خودش به او اعتماد دارد انتخاب بکند. نمونه‌اش را ما در مورد رکسانا صابری دیدیم که وکلای کانون مدافعان حقوق بشر شش بار مراجعه کردند، آقای حداد گفت که اجازه نمی‌دهم از اینها انتخاب کنید و آخر خانواده را مجبور کردند وکیلی را انتخاب بکند که مورد اعتماد دادگاه است. وکیل بایستی مورد اعتماد موکل باشد، نه مورد اعتماد دادگاه. بنابراین تمامی این گونه اعمال برخلاف حقوق قانونی است که در قوانین ما برای متهم شناخته شده است و اینها اعمال فراقانونی است که بایستی به آنها رسیدگی بشود. و تکرار می‌کنم، دنیا به ایران ختم نمی‌شود. امیدوارم که دادگاه‌های ایران عدالت را اجرا بکنند اما اگر این کار را نکردند، بدانند که جنایت علیه بشریت قابل رسیدگی در سایر دادگاهها نیز هست.

در حال حاضر دو تن از وکلای کانون مدافعان حقوق بشر، آقایان دادخواه و سلطانی، در زندان هستند و بعضی شنیده‌ها حاکی از این است که برخی وکلایی که در بیرون از زندان هستند هم، از ادامه‌ی وکالت زندانیان سیاسی اعلام انصراف داده‌اند. این وضعیت را چه طور ارزیابی می‌کنید؟ با وجود این، آیا واقعاً دیگر وکیلی جرأت می‌کند که طرف پرونده‌های زندانیان سیاسی برود؟

به علت فشار بیش از اندازه‌ بر وکلای مستقلی که دعاوی علیه متهمان سیاسی را قبول می‌کنند، این شهامت از وکلا سلب می‌شود. کانون وکلای حقوق بشر که هشت سال قبل با کمک تعدادی از وکلای همکار تأسیس شد، کلیه‌ی دعاوی زندانیان سیاسی را به رایگان می‌پذیرفت و این البته از نظر افرادی که خودشان را بالاتر از قانون می‌دانند گناه کمی نبود. به همین دلیل انواع و اقسام محدودیت‌ها را برای کانون فراهم آوردند. حتا در زمان آقای خاتمی حاضر نشدند این کانون را ثبت قانونی بکنند، با وجود این که ما تمامی شرایط قانونی را برای ثبت داشتیم. بعد در زمان آقای احمدی‌نژاد برخلاف قانون آمدند دفتر را پلمب کردند که ما شکایت کردیم و به شکایت ما کسی رسیدگی نکرد. حتا یکبار من را احضار نکردند که شکایت تو چیست. از آن طرف به دفتر وکالت من هجوم آوردند. وزارت اطلاعات همکاران ما را به دفعات احضار می‌کرد، تهدید می‌کرد و در آخر آقایان سلطانی و دادخواه را دستگیر کردند که الان بیگناه در زندان هستند. و نکته‌ی جالب این است که آقایان قضات دادگاه انقلاب، ازجمله آقای حداد، به آقای سلطانی گفته تو را بدون قید و شرط آزاد می‌کنم، به این شرط که اولاً مصاحبه نکنی، دوما دیگر با کانون مدافعان حقوق بشر همکاری نکنی و سوما دیگر با عبادی هم کار نکنی. البته آقای سلطانی این شرط را قبول نمی‌کنند و می‌گویند من آزاد هستم که با هر کسی که بخواهم همکاری کنم و با هر رسانه‌ای که بخواهم صحبت کنم. بنابراین ترجیح می‌دهم بروم زندان و چنین آزادی‌ای به درد من نمی‌خورد. عین همین مسئله برای آقای دادخواه پیش آمده است و آقای دادخواه در ملاقات‌هایی که داشتند گفته‌اند که ایشان را تحت اذیت و آزار جسمی و روحی قرار داده‌اند که دیگر حق نداری با عبادی همکاری کنی و بایستی اعتراف بکنی که کانون مدافعان حقوق بشر مرکزی برای توطئه علیه امنیت کشور بوده است. آقای دادخواه هم منکر این مسئله می‌شوند و می‌گویند من از ابتدای تأسیس با این کانون همکاری داشتم و جزو مؤسسین بودم و می‌دانم که این کانون جز خدمت به میهن هیچ کار دیگری انجام نداده است و حاضر نیستم یک چنین اعتراف دروغی بکنم و سالها در زندان می‌مانم، ولیکن اعتراف نمی‌کنم.

در هفته‌ی جاری برخی از زندانیان توانستند با خانواده‌هایشان ملاقات بکنند. ولی برخی دیگر از زندانیان متأسفانه نه تنها ملاقات نکردند، بلکه هنوز خبر درستی در مورد محل نگهداری آنها در دست نیست، ازجمله آقای کاظمی، برادر خانم زهرا رهنورد. شما خبر جدیدی از ایشان دارید؟

آقای مهندس شاپور کاظمی با سن بالایی که دارند فقط به گناه اینکه برادر خانم زهرا رهنورد هستند به گروگان گرفته شده‌ و اسیر شده‌اند. برای اینکه با اسارت ایشان دهان مهندس موسوی و خانم زهرا رهنورد را ببندند، که البته دیدیم این چنین نشد و این دو فرد نه تنها دهانشان بسته نشد، بلکه حتا سخن به اعتراض هم نگشودند، برای اینکه تفاوتی بین برادر خودشان و سایر افرادی که در بند هستند قائل نشوند. این آدم نه سیاسی بوده و نه اساساً در کار انتخابات و اعتراضات دخالت داشته است. ایشان با سنی نزدیک به هفتاد سال، یک مهندس قدیمی است که فقط در زمینه‌ی مهندسی فعالیت می‌کرده است. این آدم را که هیچ ارتباطی به تظاهرات و اجتماعات نداشته در ماشین‌اش دستگیر می‌کنند و در حقیقت گروگان می‌گیرند، برای این که خانم رهنورد و آقای موسوی را مجبور به سکوت بکنند. ولیکن دیدیم که آنها ساکت نشدند. آقای مهندس کاظمی تا به امروز حق نداشته وکیل بگیرد، حق ملاقات با خانواده را نداشته و از کلیه‌ی حقوق انسانی یک زندانی محروم شده است، صرفاً به گناه این که خواهرش همسر مهندس موسوی است.

خانم عبادی، همان طور که گفتم این هفته تعدادی از زندانیان توانستند ملاقات بگیرند. برای برخی دیگر از زندانیان قرار وثیقه صادر شده است. در هفته‌های اخیر هم چندین تن از زندانیان آزاد شده‌اند. ولی از سوی دیگر زندانیانی هستند که هنوز حتا اجازه‌ی تماس با خانواده‌شان به آنها داده نشده است. این دو گونه خبر را در کنارهم گذاشتن، حالتی از بیم و امید را بوجود می‌آورد. امید برای کسانی که آزاد شده‌اند، و بیم از جان کسانی که همچنان در بندند و همچنان از تماس آنها با خانواده‌هایشان مانع می‌شوند. پیش‌بینی شما‌ از این وضعیت چیست ؟

امیدوارم که کسانی که در بندند بزودی آزاد بشوند. زیرا همه می‌دانیم که علت در بند بودن آنها چیست. برای این که به مردم القاء بکنند که انتخابات، درست صورت گرفته و آنچه افراد آزادشده از زجر و شکنجه‌‌ی خودشان در بازداشتگاه‌ها گفته‌اند و آنچه آقای کروبی از تجاوز به جوانان مردم اعلام کرده نادرست بوده است. امیدوارم که اینها هم بزودی آزاد بشوند. ولی تکرار می‌کنم، کسانی که مرتکب چنین جنایاتی می‌شوند بایستی بدانند: دنیا به ایران ختم نمی‌شود.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی تحریریه: کیواندخت قهاری

تنها زن زندانی سیرجان آزاد شد

ژانویه 9, 2009

4433-20-09-1387

سيرجان نيوز: تنها زن زندانی جرایم مالی سیرجان با کمک مردم آزاد شد. این زن جوان حدود 3 سال قبل در یک حادثه با پیرمرد 65 ساله ای تصادف کرده و وی را از ناحیه پا مصدوم می کند . به گزارش سيرجان نيوز، وی به پرداخت 8 میلیون تومان دیه به خاطر شکستگی پا و صدمه دیدن سر محکوم می شود اما از آنجا که این زن توانایی پرداخت مبلغ مذکور را نداشت با داشتن یک فرزند مجبور به ادامه زندگی در پشت میله های زندان شد.

 

این زن جوان پس از آزادی در حالی که از خوشحالی اشک می ریخت گفت: از همه کسانی که در آزادی من سهیم شدند تشکر می کنم و خیر دنیا و آخرت را برای آنها آرزو دارم .وی از رییس و کارکنان اداره زندان، مسوولین قضایی و خبرنگاران سیرجان قدردانی کرد. همسر این خانم نیز که پس از چندین ماه فراق، او را در کنار خود و بالای سر فرزندانش می دید از همه کسانی که در آزادی همسرش سهیم بودند تشکر کرد و گفت: حاضرم دست همه این بزرگواران را ببوسم و از درگاه خداوند برايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي كنم.

ابراز نگرانی سازمان های زنان وحقوق بشر از فشار بر فعالان حقوق زن

نوامبر 10, 2008

ltr_re_one_mil_sig_nov_2008-1pic2

ما، امضا کنندگان این نامه ( سازمانهای زنان و حقوق بشر) نگرانی عمیق خود را در رابطه با افزایش فشار و آزار فعالین زنان مدافع حقوق بشر بیان می کنیم.

حكومت ایران در طی سه سال گذشته دست به سرکوب سیستماتیک و گسترده فعالان حقوق زنان زده است. پس از برخورد خشن و بی رحمانه با تجمع 22 خرداد 85، مقامات ایرانی بسیاری از مدافعان حقوق بشر زن را که در زمینه های مختلف برای ارتقاء برابری جنسیتی و حقوق بشر در ایران فعال بودند را بازداشت، تهدید، و بازجویی کرده و مورد پیگرد قرار داده است.

یکی از اهداف سرکوب اعضای کمپین یک میلیون امضا هستند. کمپین حرکتی اجتماعی است که از دو سال پیش برای ارتقاء برابری جنسیتی در قوانین ایران آغاز شده است. هدف کمپین گسترش آگاهی از قوانین تبعیض آمیز ایران علیه زنان با جمع آوری یک میلیون امضا در حمایت از لغو آن است.

مامورین اجرای قانون با مورد پیگرد قرار دادن حداقل چهل و پنج نفر از اعضای کمپین عکس العمل نشان دادند. اعضای کمپین برای نوشتن، برگزاری جلسات در منازل ( در حالی که این امکان را در فضای عمومی ندارند) و جمع آوری امضا محکوم شده اند.

حکومت به توقیف ارعاب و منع فعالین حقوق زنان از مسافرت ادامه داده است.

00352-10-peighambarzadeh soosan1-bf1e8 arton3016-aa9b6

موارد جدید شامل:

محكوميت زينب پیغمبرزاده از اعضاى کمپین،

بازداشت عشا مومنی، دانشجو و عضو کمپین، ازبیست و چهار مهر تا کنون،

ممنوع الخروج شدن سوسن طهماسبی از اعضای کمپین، و

تفتیش منزل پرستو الله یاری از اعضای کمپین، و توقیف کامپیوتر و دیگر وسایل مرتبط با کمپین وی.

در روز 12 آبان سال 87 دادگاه زینب پیغمبر زاده را به یک سال حبس محکوم کرد. این حکم تا سه سال معلق شده است و پیغمبر زاده در این مدت باید خود را هر چهار ماه یک بار به وزارت اطلاعات برای ارائه گزارش معرفی کند. این حکم در ارتباط با تجمع 13 اسفند سال 86 است که وی به همراه سی و دو فعال حقوق زنان در تجمع صلح آمیزی در حمایت از فعالان حقوق زنان که در دادگاه بودند، بازداشت شد. همچنین پیغمبر زاده اولین عضو کمپین است که هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده است.

در 24 مهر 87 دوفرد که خود را پلیس راهنمایی رانندگی معرفی کردند، عشا مومنی را به دلیل سبقت غیر مجاز بازداشت کردند. عشا مومنی با تابعیت ایرانی آمریکایی، دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه ایالتی کالیفرنیا, نورثریج است که مشغول تحقیق بر جنبش زنان ایران برای پایان نامه ی فوق لیسانسش بود. او در بند 209 زندان اوین بازداشت است. همچنین مامورین اطلاعات به تفتیش خانه ی مومنی پرداخته و کامپیوتر و فیلمهای مصاحبه های فعالین کمپین یک میلیون امضا که بخشی از پروژه ی پایان نامه ی وی بود را توقیف کردند.

در روز 27 مهر سال 87 ماموران اطلاعات، پاسپورت سوسن طهماسبی را در فرودگاه امام خمینی توقیف کرده و او را ممنوع الخروج کردند. در همان روز خانه ی طهماسبی مورد تفتیش پنج مامور قرار گرفت و کامپیوتر، کتابها و برخی وسایلش ضبط شد. این چهارمین بار است که سوسن طهماسبی ممنوع الخروج می شود و با وجود بازجویی های مکرر، هنوز دلیل ممنوع الخروجی را به وی ابلاغ نکرده اند. سه روز پیش طهماسبی در اداره ی اطلاعات دادگاه انقلاب، پنج ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.

در روز 27 مهر 87 دو مامور کلانتری گیشا خانه ی پرستو الله یاری را در زمانی که او در سر کار بود تفتیش کردند. مامورین پلیس لبتاپ، سی دی ها، کتاب ها، آلبوم های عکس و دیگر وسایل مرتبط با کمپین اورا توقیف کرده و احضاریه ای را به مادرش دادند. سپس مامورین امنیتی الله یاری را تا دادگاه انقلاب همراهی کرده و در آنجا بازپرس پرونده او را مورد بازجویی قرار داد. روز قبل الله یاری و دیگر اعضای کمپین دیداری در پارک لاله تهران داشتند که پس از دستور پلیس متفرق شدند.

ما شدیدا به ادامه ی فشار بر این فعالین که به خاطر فعالیت صلح آمیز برای ارتقاء حقوق زنان مورد آزار قرار گرفته اند اعتراض داریم.

ما از دولت ایران می خواهیم که به آزادی اجتماع و تجمع این فعالین احترام بگذارد. این حقوق جزئی از اعلامیه جهانی حقوق بشر ومیثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران نیز به آن پیوسته و قانونا ملزم به پیروی از آن است. ما مشخصا تاکید می کنیم که این اعمال مقامات ایرانی نقض مستقیم چندین ماده از اعلامیه مدافعان حقوق بشر، منتشر شده در مجمع سازمان ملل در 9 دسامبر 98 است. به طور مشخص: ماده 1 ( به رسمیت شناختن هر شخص، فردی یا گروهی، که برای ارتقاء و محافظت از حقوق بشر تلاش می کند)، ماده 5 ( به رسمیت شناختن حقوق مدافعان در دیدار و گردهمایی صلح آمیز، برای پیوستن و یا شکل دادن سازمان های غیر دولتی، انجمن ها و گروه ها، و رابطه با دیگر سازمان های غیر دولتی و یا خارجی)، و ماده 9 (مانع نشدن و دادن امکان مذاکره به مدافعان با افراد در سطح بین المللی در رابطه با حقوق بشر).

در 3 آبان 87، ایران حمایت خود را از محافظت از مدافعان حقوق بشر با حضور فعال در دیالوگی تعاملی در مجمع عمومی سازمان ملل و دررابطه با گزارش مخصوص سازمان ملل از مدافعان حقوق بشر اعلام کرد. ولى در دهمين سالگرد اين اعلامیه، دولت ایران اعلامیه و نفس آن را نقض مى كند.

اگر دولت ایران می خواهد به تعهداتش در پیمان نامه های بین المللی که عضو آن است پایدار بماند، سازمان های جامعه مدنی باید اجازه مراوده آزادانه و مسافرت برای شرکت در کنفرانس های بین المللی را داشته باشند. از این روخواسته هاى ما از دولت ایران چنین است:

لغو محکومیت زینب پیغمبر زاده

آزادی عشا مومنی و برگرداندن وسایلش

بازگرداندن پاسپورت و دیگر وسایل ضبط شده ی سوسن طهماسبی و رفع ممنوع الخروجی وی که بارها اعمال شده

بازگرداندن وسایل پرستو الله یاری به وی و رفع اتهام از وی

پایان دادن به فشار و پیگرد تمام فعالان و مدافعان حقوق بشر در ایران که شامل اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز می شود.

از شما به خاطر توجه به این مشکلات سپاسگزاریم.

متیوایستون- مدير برنامه مدافعان حقوق بشر حقوق بشر نخست

سانیلا آبیسكارا- مدير اجرايى دیده بان بین المللی فعالیت حقوقی زنان، آسیا اقیانوس آرام

نهاد ابول کمسان- مدير اجرايى مركز مصرى براى حقوق زنان

سهير بالحسن – مدير فدراسیون بین المللی حقوق بشر

تاینا بین- ایمه- مدير اجرايى برابری اکنون

شارلوت بانچ- مدير اجرايى مرکز سراسری رهبری زنان

سیندی کلارک- مدير موقت انجمن حقوق زنان در توسعه

فریدة ضيف – بخش حقوق زنان دیده بان حقوق بشر

لینسی فرنسیس- هماهنگ كننده محلى مجمع آسیا، اقیانوس آرام در توسعه زنان

هادی قائمی- هماهنگ کننده کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

مری لالور- مدير خط اول- بنیاد بین المللی برای محافظت از مدافعان حقوق بشر

ویرادا سومسوادى- رئيس بنیاد زنان، توسعه ی روستایی و حقوقی اریک اسکات- دبير كل سازمان جهانی علیه شکنجه

زنان تحت قوانین اسلامی- شبکه اتحاد بین المل

بیشترین بی سوادان کرمانی ، زنان می باشند!!!

اکتبر 20, 2008

بیشترین بی سوادان کرمانی ، زنان می باشند!!!
رئیس نهضت سواد آموزی استان کرمان گفت: به دلیل مشکلات فرهنگی و افکار سنتی در برخی نقاط استان کرمان زنان بیشترین موارد بی سوادی را در استان کرمان به خود اختصاص داده اند.  شهرستان رودبار که در جنوب این استان واقع است با نزدیک به 38 درصد، در بی سوادی مقام اول استان را دارا می باشد و شهرستان کرمان به علت مهاجرت و دیگر عوامل با 97/10 مطلوب ترین وضع مبارزه با بی سوادی را دارا می باشد.
*
در حالی که تحصیل از ملزومات زندگی هر کودک و نوجوان در ایران قلمداد می شود که باید خانواده برای او فراهم کند ، متاسفانه ازدواج در سن پائین که بیشتر در خانواده های ضعیف جامعه و تقریباً راهی برای کم کردن یک نان خور از خانواده صورت می پذیرد مانع از تکمیل تحصیلات ابتدایی دختران می گردد.
در این خانواده ها سنت های دست و پاگیر و غیرتهای بی جهت مانع از تحصیل دختر در بعد از 9 سالگی می گردد که مشکلات روحی روانی بسیار هولناگی را بر دختر غالب می گردانند. متاسفانه نمایندگان مجلس برای تصویب قوانینی برای جلوگیری از این رفتار اقدام به تصویب لوایح رنگارنگی که می کنند که هر روز فاصله جنسیتی را بیشتر و بیشتر می سازد و پایه خانه خانواده سالم ایرانی را متزلزل تر.