امضا برای آزادی عالیه اقدام دوست

فوریه 16, 2009

untitled

عالیه اقدام دوست

تغیر برای برابری – آمادگی برای پیشواز روزجهانی زن ازهردو سو آغاز شده است؛ هم ازسوی فعالان جنبش زنان و هم از سوی بازدارندگان جنبش زنان. گویا باید به استقبال فشار و زندان و تعلیق و تعزیر برویم وشادی بزرگداشت روز جهانی زن با اندوه اسارت زنان حق طلب جنبش زنان برايمان تیره و غمناک شود. مبارزان مسالمت جوی صحنه عدالت خواهی درحالی به بند کشیده می شوند كه ندای حق طلبانه شان ذره ذره سنگ سخت قوانین ناعادلانه را نرم می کند تا بی حقوقی زنان این دیار ذره ای جبران شود اما در عوض خود به بند کشیده می شوند. اجرای حکم عالیه اقدام دوست، این زن تنها در آستانه فصلی سرد که زندگی اش را فدای عدالت خواهی اش کرده است و باید سه سال از عمرش را در اوین بگذراند، نمونه ی عینی افزایش فشار بر زنان است. عالیه اقدام دوست از بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز 22 خرداد سال 1385 است. او در دادگاه بدوی به سه سال و چهار ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد و دادگاه تجدید نظر حکم سه سال حبس او را تایید کرد. او روز یکشنبه 12 بهمن 1387 تحت الحفظ از فومن، شهر محل زندگی اش به زندان اوین در تهران منتقل شد در حالي كه حتي فرصت تماس با دوستانش را نداشت تا برای بدرقه به زندان در کنارش باشيم. عالیه اقدام دوست اولین فعال حقوق زنان است که با حکم قطعی راهی زندان می شود. آیا این آغازی است برای پایان دادن به فعالیت های مسالمت جویانه زنان؟این قبیل برخوردهای بازدارنده در مقابله با فعالان زنان در حالی است که اقدامات آنان کاملا قانوني و در راستای قوانین کشور و حقوق شهروندی است. لذا ما امضا کنندگان این بیانیه مصرانه خواستار توقف اینگونه برخوردهای غیرقانونی و قهرآمیز با فعالان جنبش زنان و کنشگران کمپین یک میلیون امضا هستیم و از قانونگزاران و مسئولین قضایی کشور می خواهیم بازنگري در قوانين تبعيض آميز علیه زنان را جايگزين اين برخوردهاي غيرقانوني كنند و با تجديدنظر در احكام حبس و زندان، همراهان جنبش زنان و كنشگران كمپين يك ميليون امضا را آزاد كنند.

 1700 نفر و 70 گروه و کمپین و سایت خواهان آزادی عالیه اقدام دوست شدند

نفیسه آزاد است حتی در بند

فوریه 2, 2009
نفیسه آزاد

نفیسه آزاد

نفیسه آزاد شد

 

برای آزادی عالیه اقدام دوست و نفیسه آزاد امضا کنید

 

آخرین وضعیت نفیسه آزاد در گفتگو با همسر او

وکیل عالیه اقدام دوست :با اعاده ماده 18 براي توقف اجراي حكم وي اقدام می کنیم

 

خانم نفیسه آزاد از فعالین کمپین یک میلیون امضا روز جمعه 10 بهمن ماه در توچال به جرم جمع آوری امضا با دوتن از دوستانشان دستگیر شدند.

طبق اخبار مرسوله خانم آزاد وقتی متوجه می شود که پلیس قصد دستگیری یکی از دوستانشان به نام خانم بیگرد ابراهیمی را دارد در حمایت از دوستش با یکی دیگر به واسطه گری پرداخته و وارد ماجرا می شوند اما ایشان نیز توسط پلیس بازداشت و به پاسگاه منتقل می شوند. طبق آخرین اخبار از این سه تن هم اکنون خانم آزاد در بند می باشد و دو دوست دیگر به حکم وثیقه آزاد شده اند.

طبق صحبتهای آقای ملکی همسر نفیسه ایشان تنها توانسته اند چند لحظه آن هم درب دادگاه نفیسه آزاد را ملاقات نمایند و حتی در رساندن وسایل ضروری به ایشان در بازداشتگاه به مشکل برخورده اند و فقط کمی دارو و غذا برای نفیسه اجازه ورود به داخل بازداشتگاه را گرفته است. هم اکنون خانم آزاد به وزار منتقل شده اند و در حالی که فعالیت و جنب و جوش برای آزاد شدنش در بین تمام بچه ها به چشم می خورد همه چشم به فردا و فرداها داریم.

آقای ملکی افزودند که چند بار نفیسه را به صورت شفافی احضار نموده بودند که او درخواست احضاریه کتبی را نموده بود و انگار امروز فرصتی برای بازجویان است تا به تمامی سئوال و جوابهایشان برسند که البته دستگیری به دلیلی و بازجویی در جهتی دیگر پاردوگسی است که هم اکنون در این کشور سالهاست بی جواب مانده.

آقای ملکی درمورد وضعیت روحی و جسمی خانم آزاد افزود: نفسیه روحیه خوب و بالایی دارد. او به هدفش ایمان دارد اما از لحاظ جسمی کمی سرما خورده است.

خانم آزاد و چندی از دوستان دیگر کمک شایانی به کمپین کرمان نموده اند و همیشه در فعالیت های این وبگاه یار و همراه بوده و هستند. این حوادث با نزدیکی به 8 مارس هر روز رنگ و بوی و بهانه ای تازه می یابد که می تواند ما را تیز هوش تر کند و مشتهایمان را به هم نزدیک تر…این حوادث نه تنها ما را از هم دور نمی کند و باعث ترس و رخوت در اعضا نمی گردد بلکه همدل تر و مصمم تر می کند.

جلسه هماهنگی اعضای کمپین کرمان

ژانویه 22, 2009

جلسه هماهنگی اعضای کمپین کرمان

سه شنبه 5/9/87 – کرمان  (جلسه ای موسوم به توت فرنگی)

هر چند دیر اما بالاخره جلسه تجهیز و هماهنگی چند تن از دوستان کمپینی کرمان انجام شد. این جلسه که به علت بدقولی های یکی از دوستان که قرار بود از شهرستان به کرمان رفته و دفترچه ، فرم و سی دی کارگاه را در اختیار دوستان شهر کرمان قرار دهد با چند هفته تاخیر برگذار شد. بعد از هماهنگی هایی که با وقت آزاد دوستان صورت گرفت، اعضای کرمان در یک برهه زمانی 1 ساعته (8 الی 9) در سه گروه مختلف با ما ملاقات داشته و دفترچه و فرم در اختیار گرفتند.

گروه اول:

اولین گروه زوج میانسالی بودندکه در جلسه حاضر شدند. این زوج سوالات و پیشنهادات بسیار خوبی داشتند . حتی پیش از این هم با کمپین تهران از طریق سایت در ارتباط بوده و امضا فرستاده بودند.که با هماهنگی بیشتر بین اعضا امید کار منسجم تری از سوی این دوستان  می رود. عمده سئوال این خانواده حول محور سئوالتی چون تعداد فعلی امضاها، عاقبت آنها، و همچنین که آیا می توان در زمینه هایی دیگر اجتماعی فعالیت داشت یا خیر؟جریان داشت.

همچنین این خانواده فعال در مورد کمک رسانی به خانمهایی که به علت این قوانین درگیر مشکل شده اند و همچنین کودکان طلاق یا کار ایده های بسیار خوبی داشتند. که البته این بخش فعالیت خارج از تعاریف کمپین می باشد.

گروه دوم:

 گروه دوم ، دو تن از فعالین کرمان بودند که پس از اتمام زمان کاری شان در محل حاضر شده و دفترچه و فرم در اختیار گرفتند. در این جلسه با یکی از اعضای حاضر، روی مسئله ترس تاریخی کرمان بحث و تبادل نظر شد، ترسی که شاید بهترین روش برای مقابله با آن مواجه شدن با  خود ترس است.

با قرار دادن ترس از آینده خود و فرزندان دختر و همسر و زندگی آیندشان  در مقابل ترس های امنیتی،  تکیه گاه مطمئنی یافت شد و در این راهکار عضو فعالی که برای جمع آوری می رود با آموزه ها و فعالیت های خود در ارائه موضوع می تواند به موفقیت برسد . موفقیتی که حتی اگر منوط به درج امضا نشود اما می تواند آگاهی حداقلی را در فرد مقابل ایجاد کند و قلاب سئوالی را بر چین و چروک ها ذهنش بیاندازد.

این گروه با محبت زیاد سی دی های آموزشی کارگاه را در اختیار گرفتند تا کپی آن را در اختیار دیگر اعضا قرار دهند.

گروه سوم:

گروه سوم متشکل از دوستان دور و نزدیکی بودند که در محل حاضر شدند. بحثی طولانی که در مورد راهکارهای فعالیت در این شهر و همچنین بررسی نسبی وضعیت وبلاگ گروهی (جوونای قلعه پیر) که بعد از دستگیری خانم نسیم خسروی توسط جمعی از هنرمندان کرمان راه اندازی شد اما متاسفانه موجی بود که زود خوابید و به سمت هنر محض حرکت کرد،پرداخته شد. در میان این گروه اولین کسانی که به کمپین در کرمان پیوسته بودند و پیش از هم در زمینه ی گرفتن امضا فعال بودند ، وجود داشت.  

در پایان جلسه جمعی از خانمهای حاضر در جلسه مشغول به بحث در مورد کیفیت چیپس و پنیر جلسه شده و به مقایسه آن بادیگر چیپس و پنیر کافی شاپ های سطح شهر پرداختند که به انتهای جلسه رنگ و بویی دیگر داد.

دوستان کرمانی که همدیگر را نمی شناختند و از طریق سایت برنامه های کمپین را دنبال کرده و امضا فرستاده بودند در این جلسه سئوالت خود را مطرح و برای جلسات آتی با هم لینک شده و از این پس ما منتظر جلسات مستقل شهر کرمان می باشیم. شهری که به علت جمعیت و همچنین مرکزیت استان از آن انتظاراتی بیش از این می رود.

در این جلسه بحث و بررسی شد:

* دفترچه ، سی دی، فرم در اختیار دوستان قرار گرفت و به نحوه استفاده از آن مخصوصاً دفترچه که تعداد محدودی در اختیار داشتیم پرداخته شد

* صحبت پیرامون راهکار های حداقلی خروج مردم ازدلزدگی و دلمردگی تاریخی مردم این استان

* بحث در مورد بخش بندی شهر (جغرافیایی، فرهنگی، صنفی،…) و جلوگیری از تداخل

* گرفتن قول همکاری از دوستان کرمانی برای ارسال مطلب به وبلاگ کمپین استان

* بحث در مورد آماده سازی نشریه ای که در آن مطالب وبلاگ کمپین کرمان و همچنین اخبار و مقالات سایت برابری درج شود

تیغ در دستان مست

ژانویه 16, 2009

shirin-conf7

نویسنده: ا-خ-باد

ستون روزنامه کیهان، این آغاز راه نبود. این فنر مدتها پیش کشیده شده بود و منجنیق منتظر شلیک شدن بود. در جایی که منابع آگاه خبر بهایی بودن فردی از منتسبین نزدیک خانم شیرین عبادی را کاملن منتفی اعلام می دارند اما دامنه حملات به بانوی صلح ایران به همین جا ختم نمی گردد.

بر فرض محال آری اینگونه باشد، نمی دانم بخندم یا بگریم بر شعار «آزادی اندیشه» روی پوسترهای همین آقایان که هنوز بعد از گذشت مدتها دیوارهای شهر را مزحک و زشت نموده است!. یک خواسته از شما دارم: موضع خود را در برابر کلمات مشخص کنید!!! آزادی چیست؟؟؟ و اندیشه کدام است؟؟؟؟

حملات اخیر افراد معلوم والحال به محل کار ، خانه و … روندی است برای تخریب وجهه ی خانم عبادی در داخل و خارج.

محمدعلی عمویی، چهره شناخته شده و کهن کار سیاست از این حرکت با عنوان حمله به غیر خودی ها نام می برد. اما این تقسیم بندی کی و چگونه انجام گرفت؟ خودی هایی که از روی چهره ، یغه ی بسته و تسبیحِ در دست باید شناسایی شوند؟ روندی که افراد جامعه را به سمت یکی شدن حتی در ظاهر قضیه سوق می دهد؟ و این یعنی ترویج دروغ و پنهان نمودن شخصیت در جامعه که بازخورد آن در دهه ی 60 ایران با عناوین گرایش های آنارشیست، چند شخصیتی و … می توان دید. گردابی که باز قوه ی حاکمه خود را از آن مبرا می خواند و آن را دامی پهن شده از سوی غرب و دشمنان و دستگاه های تبلیغاتی آنان می خواند. حرکتی که مرا به صفحاتی از تاریخ در دوران استالین در کشوری کمونیستی بر می گرداند، لباسهایی یک شکل و پرچم های همه سرخ والا غیر، که اگر با نقطه ای بر می خورد که رنگ و بوی دگر داشت یا باید تظاهر به سرخ بودن می نمود یا در آتش خشم بی تفکر سرخ می شد! (فضایی نقل شده در داستانهای بولگاکف)

در جایی که نشر یک خبر از طرف دانشجویان دانشگاه زنجان تهین به شخصیت و تخریب یک چهره شناخته شده خوانده می شود و دانشجویان روشنگر به پشت میله های زندان می افتند بامروز داد این همه بی احترامی را عبادی کجا سر دهد؟؟

به کار بردن کلمات چند وجهی و مشخص نبودن صراحت قانون و پیچیده شدن در بسیار جملات ناآشنای عربی تعویل قانون را به نفع دسته ی محدود حاکمه به گند می کشد. جایی که اگر دم بزنی برجسب ملحد، مفسد و مرتد و… خورده ای و حکمت تیغ بوده و است.

چیزی عوض نشده است و هنوز و هنوز آنها که حوادث چند هزار سال پیش انبیا و اولیای دینی را داد می زنند به دینشان قسم که اگر آن روز آنجا بودند چیزی جز قرآنهای سر نیزه را نمی دیدند و کاری به جز مردمان کوفه نمی کردند !!!!

در حالی که موجی خود خیز و ستم ستیز علیه جنایات غزه در همه جای دنیا به پا می خیزد، برخورد با مادران کمپین در حمایت از غزه چه معنا دارد؟

آیا نفس کشیدن بدون مجوز آنها، آن خودی ها (و در واقع آن بی خودی ها که خوردند و گردن کلفت نمودند)… در این ملک ممنوع است؟؟؟؟!!!!!

در جایی که برگهای تاریخ را به دلخواه خط خطی می کنند از توپختانه ای خشک (صدا و سیما) به مغز خانواده ها می کوبند، در جایی که جشنهای 2500 ساله دوران ستم شاهی را هر روز و هر روز به نمایش در می آورند تا میلیارد میلیارد پولی که امروز به جای جیب آمریکا به جیب واسطه ها می ریزد نادیده گرفته شود، لباس عدالت خواهی به تن اینان بسیار مزحک و مسخره است.

در اینجا که قانون به جای بال پرواز پتک بر سر ماست، به پا خواستن برای تغییر این قوانین و اصلاح حکم و وظیفه است!

این مسخره گی تا کی ادامه دارد؟؟؟ این بی حرمتی به انسانیت که در تمامی عالم بال گشوده است تا کی و تا کجا؟؟؟ امروز برده تنها سیاه نیست! کارگر نیست! زن نیست!!! تقسیم بندی ها عوض شده اما برده هست… برده و برده داری هنوز هست… بی عدالتی هنوز هست. قوه ی حاکمه ایران به سکوت مراجع قضایی جهانی می خندد در حالی که دفتر صلح را  در تهران پلمپ می نماید، پاردوکسی است که روبروی ذهن نسل امروز گشوده شده است، ذهنی که اگر آماج مخدرهایی که به او هر روزه تزریق می شود مجال اندیشیدن یابد. یا به قول شاملو:غم نان اگر بگذارد…

.

نمی دانم، تنها انگشتان و شانه هایم می لرزد… و اشکی سرد بر چهره. انسان چه شد و انسانیت کجا رفت!!!

 

کسب جایزه برای کمپین و دیگر اخبار مهم

ژانویه 12, 2009

سیمون
سیمون

کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار
سیمون دو بوآر،فمینیست فرانسوی 1947
جایزه سیمون دو بووار دو سال است که در روز نهم ژانویه، روز سالگرد تولد این نویسندۀ بزرگ فرانسوی و نظریه پرداز دفاع از حقوق زنان، به یک شخصیت یا نهادی که در راه دفاع از حقوق زنان تلاش می کند اهدا می شود.

اخبار مهم

ضرب و شتم مادران صلح در تجمع حمایت از مردم غزه : صلح طلبان کیستند؟
احضارو تفهیم اتهام ناهید میرحاج عضو کمپین یک میلیون امضا
تبعید هانا عبدی به‌ زندان گرمی،سپس رزن همدان و اینک به‌ مشکین شهر
همزمان با سالروز تولد دوبووار، سایت کمپین یک میلیون امضا ء پاریس متولد شد!
کمپین یک میلیون امضاء برندۀ جایزۀ سیمون دو بووار
تنها زن زندانی سیرجان آزاد شد
گروهی از نمایندگان پارلمان اروپا: به تهدیدها علیه شیرین عبادی پایان دهید

تنها زن زندانی سیرجان آزاد شد

ژانویه 9, 2009

4433-20-09-1387

سيرجان نيوز: تنها زن زندانی جرایم مالی سیرجان با کمک مردم آزاد شد. این زن جوان حدود 3 سال قبل در یک حادثه با پیرمرد 65 ساله ای تصادف کرده و وی را از ناحیه پا مصدوم می کند . به گزارش سيرجان نيوز، وی به پرداخت 8 میلیون تومان دیه به خاطر شکستگی پا و صدمه دیدن سر محکوم می شود اما از آنجا که این زن توانایی پرداخت مبلغ مذکور را نداشت با داشتن یک فرزند مجبور به ادامه زندگی در پشت میله های زندان شد.

 

این زن جوان پس از آزادی در حالی که از خوشحالی اشک می ریخت گفت: از همه کسانی که در آزادی من سهیم شدند تشکر می کنم و خیر دنیا و آخرت را برای آنها آرزو دارم .وی از رییس و کارکنان اداره زندان، مسوولین قضایی و خبرنگاران سیرجان قدردانی کرد. همسر این خانم نیز که پس از چندین ماه فراق، او را در کنار خود و بالای سر فرزندانش می دید از همه کسانی که در آزادی همسرش سهیم بودند تشکر کرد و گفت: حاضرم دست همه این بزرگواران را ببوسم و از درگاه خداوند برايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي كنم.

ابراز نگرانی سازمان های زنان وحقوق بشر از فشار بر فعالان حقوق زن

نوامبر 10, 2008

ltr_re_one_mil_sig_nov_2008-1pic2

ما، امضا کنندگان این نامه ( سازمانهای زنان و حقوق بشر) نگرانی عمیق خود را در رابطه با افزایش فشار و آزار فعالین زنان مدافع حقوق بشر بیان می کنیم.

حكومت ایران در طی سه سال گذشته دست به سرکوب سیستماتیک و گسترده فعالان حقوق زنان زده است. پس از برخورد خشن و بی رحمانه با تجمع 22 خرداد 85، مقامات ایرانی بسیاری از مدافعان حقوق بشر زن را که در زمینه های مختلف برای ارتقاء برابری جنسیتی و حقوق بشر در ایران فعال بودند را بازداشت، تهدید، و بازجویی کرده و مورد پیگرد قرار داده است.

یکی از اهداف سرکوب اعضای کمپین یک میلیون امضا هستند. کمپین حرکتی اجتماعی است که از دو سال پیش برای ارتقاء برابری جنسیتی در قوانین ایران آغاز شده است. هدف کمپین گسترش آگاهی از قوانین تبعیض آمیز ایران علیه زنان با جمع آوری یک میلیون امضا در حمایت از لغو آن است.

مامورین اجرای قانون با مورد پیگرد قرار دادن حداقل چهل و پنج نفر از اعضای کمپین عکس العمل نشان دادند. اعضای کمپین برای نوشتن، برگزاری جلسات در منازل ( در حالی که این امکان را در فضای عمومی ندارند) و جمع آوری امضا محکوم شده اند.

حکومت به توقیف ارعاب و منع فعالین حقوق زنان از مسافرت ادامه داده است.

00352-10-peighambarzadeh soosan1-bf1e8 arton3016-aa9b6

موارد جدید شامل:

محكوميت زينب پیغمبرزاده از اعضاى کمپین،

بازداشت عشا مومنی، دانشجو و عضو کمپین، ازبیست و چهار مهر تا کنون،

ممنوع الخروج شدن سوسن طهماسبی از اعضای کمپین، و

تفتیش منزل پرستو الله یاری از اعضای کمپین، و توقیف کامپیوتر و دیگر وسایل مرتبط با کمپین وی.

در روز 12 آبان سال 87 دادگاه زینب پیغمبر زاده را به یک سال حبس محکوم کرد. این حکم تا سه سال معلق شده است و پیغمبر زاده در این مدت باید خود را هر چهار ماه یک بار به وزارت اطلاعات برای ارائه گزارش معرفی کند. این حکم در ارتباط با تجمع 13 اسفند سال 86 است که وی به همراه سی و دو فعال حقوق زنان در تجمع صلح آمیزی در حمایت از فعالان حقوق زنان که در دادگاه بودند، بازداشت شد. همچنین پیغمبر زاده اولین عضو کمپین است که هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده است.

در 24 مهر 87 دوفرد که خود را پلیس راهنمایی رانندگی معرفی کردند، عشا مومنی را به دلیل سبقت غیر مجاز بازداشت کردند. عشا مومنی با تابعیت ایرانی آمریکایی، دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه ایالتی کالیفرنیا, نورثریج است که مشغول تحقیق بر جنبش زنان ایران برای پایان نامه ی فوق لیسانسش بود. او در بند 209 زندان اوین بازداشت است. همچنین مامورین اطلاعات به تفتیش خانه ی مومنی پرداخته و کامپیوتر و فیلمهای مصاحبه های فعالین کمپین یک میلیون امضا که بخشی از پروژه ی پایان نامه ی وی بود را توقیف کردند.

در روز 27 مهر سال 87 ماموران اطلاعات، پاسپورت سوسن طهماسبی را در فرودگاه امام خمینی توقیف کرده و او را ممنوع الخروج کردند. در همان روز خانه ی طهماسبی مورد تفتیش پنج مامور قرار گرفت و کامپیوتر، کتابها و برخی وسایلش ضبط شد. این چهارمین بار است که سوسن طهماسبی ممنوع الخروج می شود و با وجود بازجویی های مکرر، هنوز دلیل ممنوع الخروجی را به وی ابلاغ نکرده اند. سه روز پیش طهماسبی در اداره ی اطلاعات دادگاه انقلاب، پنج ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.

در روز 27 مهر 87 دو مامور کلانتری گیشا خانه ی پرستو الله یاری را در زمانی که او در سر کار بود تفتیش کردند. مامورین پلیس لبتاپ، سی دی ها، کتاب ها، آلبوم های عکس و دیگر وسایل مرتبط با کمپین اورا توقیف کرده و احضاریه ای را به مادرش دادند. سپس مامورین امنیتی الله یاری را تا دادگاه انقلاب همراهی کرده و در آنجا بازپرس پرونده او را مورد بازجویی قرار داد. روز قبل الله یاری و دیگر اعضای کمپین دیداری در پارک لاله تهران داشتند که پس از دستور پلیس متفرق شدند.

ما شدیدا به ادامه ی فشار بر این فعالین که به خاطر فعالیت صلح آمیز برای ارتقاء حقوق زنان مورد آزار قرار گرفته اند اعتراض داریم.

ما از دولت ایران می خواهیم که به آزادی اجتماع و تجمع این فعالین احترام بگذارد. این حقوق جزئی از اعلامیه جهانی حقوق بشر ومیثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران نیز به آن پیوسته و قانونا ملزم به پیروی از آن است. ما مشخصا تاکید می کنیم که این اعمال مقامات ایرانی نقض مستقیم چندین ماده از اعلامیه مدافعان حقوق بشر، منتشر شده در مجمع سازمان ملل در 9 دسامبر 98 است. به طور مشخص: ماده 1 ( به رسمیت شناختن هر شخص، فردی یا گروهی، که برای ارتقاء و محافظت از حقوق بشر تلاش می کند)، ماده 5 ( به رسمیت شناختن حقوق مدافعان در دیدار و گردهمایی صلح آمیز، برای پیوستن و یا شکل دادن سازمان های غیر دولتی، انجمن ها و گروه ها، و رابطه با دیگر سازمان های غیر دولتی و یا خارجی)، و ماده 9 (مانع نشدن و دادن امکان مذاکره به مدافعان با افراد در سطح بین المللی در رابطه با حقوق بشر).

در 3 آبان 87، ایران حمایت خود را از محافظت از مدافعان حقوق بشر با حضور فعال در دیالوگی تعاملی در مجمع عمومی سازمان ملل و دررابطه با گزارش مخصوص سازمان ملل از مدافعان حقوق بشر اعلام کرد. ولى در دهمين سالگرد اين اعلامیه، دولت ایران اعلامیه و نفس آن را نقض مى كند.

اگر دولت ایران می خواهد به تعهداتش در پیمان نامه های بین المللی که عضو آن است پایدار بماند، سازمان های جامعه مدنی باید اجازه مراوده آزادانه و مسافرت برای شرکت در کنفرانس های بین المللی را داشته باشند. از این روخواسته هاى ما از دولت ایران چنین است:

لغو محکومیت زینب پیغمبر زاده

آزادی عشا مومنی و برگرداندن وسایلش

بازگرداندن پاسپورت و دیگر وسایل ضبط شده ی سوسن طهماسبی و رفع ممنوع الخروجی وی که بارها اعمال شده

بازگرداندن وسایل پرستو الله یاری به وی و رفع اتهام از وی

پایان دادن به فشار و پیگرد تمام فعالان و مدافعان حقوق بشر در ایران که شامل اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز می شود.

از شما به خاطر توجه به این مشکلات سپاسگزاریم.

متیوایستون- مدير برنامه مدافعان حقوق بشر حقوق بشر نخست

سانیلا آبیسكارا- مدير اجرايى دیده بان بین المللی فعالیت حقوقی زنان، آسیا اقیانوس آرام

نهاد ابول کمسان- مدير اجرايى مركز مصرى براى حقوق زنان

سهير بالحسن – مدير فدراسیون بین المللی حقوق بشر

تاینا بین- ایمه- مدير اجرايى برابری اکنون

شارلوت بانچ- مدير اجرايى مرکز سراسری رهبری زنان

سیندی کلارک- مدير موقت انجمن حقوق زنان در توسعه

فریدة ضيف – بخش حقوق زنان دیده بان حقوق بشر

لینسی فرنسیس- هماهنگ كننده محلى مجمع آسیا، اقیانوس آرام در توسعه زنان

هادی قائمی- هماهنگ کننده کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

مری لالور- مدير خط اول- بنیاد بین المللی برای محافظت از مدافعان حقوق بشر

ویرادا سومسوادى- رئيس بنیاد زنان، توسعه ی روستایی و حقوقی اریک اسکات- دبير كل سازمان جهانی علیه شکنجه

زنان تحت قوانین اسلامی- شبکه اتحاد بین المل

کتک زدن زن و ربودن دختر توسط شوهر معتاد

نوامبر 8, 2008

01

کتک زدن زن و ربودن دختر توسط شوهر معتاد

جان فرزندم در خطر است، کمکش کنید…

هفته نامه نگارستان سیرجان/ کرمان  در شنبه 11 آبان 1387، سال يازدهم ، شماره468  این گزارش ذیل را در کادری کوچک در صفحه دوم اینگونه درج نمود:

زن جوان در دادگاه:
مرا از دست این مرد نجات دهید

«خانم جوانی که هفته گذشته از سوی شوهر سابقش مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود شکایت وی را به دادسرا برد و از دادستان تقاضای کمک کرد. این خانم 38 ساله در شرح ماجرای زندگیش به خبرنگار ما گفت: سال 82 با فردی ازدواج کردم اما پس از گذشت 2 سال متوجه شدم وی معتاد بوده و دچار هپاتیت C هم می باشد. وی ادامه داد: پس از این که آزار و اذیت شوهرم زیاد شد تصمیم گرفتم از او جدا شوم. این زن جوان افزود: یک سال قبل در حالی که دخترم 3 ساله بود از شوهرم جدا شدم و زندگی را بدون او ادامه دادم. وی اظهار داشت: مدتی از او هیچ خبری نبود تا این که هفته گذشته در حالی که همراه دخترم که الان 4 ساله است از کوچه ای در کنار خیابان امام عبور می کردم به یکباره با یک ماشین پراید جلوی مرا سد کرد و دستم را گرفت که مرا به زور سوار ماشین کند. این زن در که حالی گریه می کرد ادامه داد: وقتی متوجه شدم قصد دارد مرا به زور سوار ماشین کند شروع به داد و فریاد کردم و از اطرافیان کمک خواستم که حضور افرادی در صحنه باعث شد مرا رها کرده و فرار کند اما دخترم را با خود برد. وی در پایان گفت: به خاطر اعتیاد و ابتلا به هپاتیت C زندگی کردن با شوهر سابقم امکان پذیر نیست اما او تهدید کرده اگر بر نگردم دخترم را می کشد. این زن ادامه داد: حال از همه نا امید به دادسرا آمده ام شاید کسی پیدا شود که من و دخترم را از دست این مرد نجات دهد. گفتنی است پرونده این زن جوان در دادسرا در حال رسیدگی است».

متاسفانه تلاش دوستان ما در سیرجان برای یافتن این زن تا کنون بی نتیجه بوده است اما همچنان یاران کمپین در سیرجان پی گیر امور بوده اند تا بتوانند برای این زن رنج دیده خدماتی انجام داده یا از نهایت این ماجرا و دختر اسیر ایشان خبری کسب کنند، اما افسوس تا کنون این تلاشها بی نتیجه بوده است.

بیشترین بی سوادان کرمانی ، زنان می باشند!!!

اکتبر 20, 2008

بیشترین بی سوادان کرمانی ، زنان می باشند!!!
رئیس نهضت سواد آموزی استان کرمان گفت: به دلیل مشکلات فرهنگی و افکار سنتی در برخی نقاط استان کرمان زنان بیشترین موارد بی سوادی را در استان کرمان به خود اختصاص داده اند.  شهرستان رودبار که در جنوب این استان واقع است با نزدیک به 38 درصد، در بی سوادی مقام اول استان را دارا می باشد و شهرستان کرمان به علت مهاجرت و دیگر عوامل با 97/10 مطلوب ترین وضع مبارزه با بی سوادی را دارا می باشد.
*
در حالی که تحصیل از ملزومات زندگی هر کودک و نوجوان در ایران قلمداد می شود که باید خانواده برای او فراهم کند ، متاسفانه ازدواج در سن پائین که بیشتر در خانواده های ضعیف جامعه و تقریباً راهی برای کم کردن یک نان خور از خانواده صورت می پذیرد مانع از تکمیل تحصیلات ابتدایی دختران می گردد.
در این خانواده ها سنت های دست و پاگیر و غیرتهای بی جهت مانع از تحصیل دختر در بعد از 9 سالگی می گردد که مشکلات روحی روانی بسیار هولناگی را بر دختر غالب می گردانند. متاسفانه نمایندگان مجلس برای تصویب قوانینی برای جلوگیری از این رفتار اقدام به تصویب لوایح رنگارنگی که می کنند که هر روز فاصله جنسیتی را بیشتر و بیشتر می سازد و پایه خانه خانواده سالم ایرانی را متزلزل تر.

قوانینی که پشت سر هم برای خانه نشینی زنان تصویب می گردد

اکتبر 19, 2008

بعد از جلوگیری از ورود زنان به اداره راه ترابری حلقه محاصره تنگ تر شد:
اداره ارشاد اسلامی کرمان: ورود با پوشش زرد و سفید ممنوع!
قوانینی که پشت سر هم برای خانه نشینی زنان تصویب می گردد

بعد از شکست  در طرح نصب تابلوی ورود زن ممنوع ، بر سر در اداره راه و ترابری استان، اداره فرهنگ و ارشاد اعلام کرد:
برای پوشش زنان رنگ های سفید و زرد ممنوع !!!
به گزارش آفتاب» اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي کرمان در اطلاعيه و دستورالعملي محدوديت‌هايي را براي ورود خانم‌ها به ادارات تابعه اين اداره اعمال کرده است. عجيب‌ترين نکته اين دستورالعمل اين است که به خانم‌هاي مراجعه کننده و کارمندان اين اداره اعلام شده است که «در رنگ البسه نبايد از رنگ‌هاي تند و زننده مانند قرمز، زرد و سفيد استفاده گردد».
بدين ترتيب حتي رنگ سفيد که در اسلام هم بر استفاده از اين رنگ در لباس تاکيداتي شده است و همچنين به همين دليل لباس احرام سفيد است، به عنوان رنگ تند و زننده معرفي شده است و خانم‌ها براي ورود به ادارات تابعه ارشاد حق استفاده از آن را ندارند.

بعد از مطالعه این خبر و قرار دادن آن در کنار خبر ممنوعیت ورود زنان به اداره راه و ترابری کرمان  که چندی پیش سر و صدای زیادی به راه انداخت نشان از فشار بسیار بر زنان در این استان از طرف مسئولین می باشد که در این منطقه از کویر انگار خواستار خانه نشین نمودن زنان می باشند. طراح هایی که انگار خواسته ای جز راندن ما زنان از عرصه کار به خصوص کار اداری به خانه ها و اندرونی ها ندارد.

هر نگاه واقع بینی با بررسی آمار رشد تحصیلی زنان و مقایسه آن با گذشته و نگاهی به وضع نا بسامان اقتصادی خانوار ایرانی قبول می کند که هر زن عاشق برای نگاه داشتن خانواده اش با تمام توان دوش به دوش همسرش مشغول به کار گردد.

تصویب قوانین رنگارنگ هر روزه در استان کرمان، همه را به این سئوال وا می دارد: آیا واقعاً بزرگترین مشکلات این استان ما زنان می باشیم؟؟؟ واقعاً کدام قانون از ما حمایت خواهد کرد؟ چه کسی جوابگوی قوانینی که پشت سر هم برای خانه نشینی زنان تصویب می گردد می باشد؟ قوانینی که بی شک از فکر پوسیده ی روحیه مردسالار برمی خیزد. روحیه که زن را جنس دوم قلمداد کرده و در دیدی کالایی و رفتاری تبعیض آمیز به خود اجازه می دهد تا هر بلایی را سر او آورده . دیدگاهی که جنسیت زن را عروسک خیمه شب بازیی قلمداد نموده که هر روز با قوانین رنگارنگ خود، زنان این مرز و بوم را به بازی جدید می کشانند غافل از اینکه در جلوی دیدگانشان چیزی جز دستان متحد و مشتان گره کرده ما نخواهند دید.